نوروز مبارک

بسم الله الرحمن الرحیم
معلوم نیست چرا و چگونه ، شادی استقبال از بهار ، حیات دوباره طبیعت ، و جشن تحول زندگی ، بشارت شکوفائی درختان و آغاز برداشت نعمتهای الهی ، با ذکر یا مقلب القلوب و الابصار ، یا مدبرالیل و النهار به جائی رسیده است که محول الحال و الاحوال را معنی دیگری بخشیده ، مگر قرار ه چه اتفاقی بیفته ، این همه تشریفات خصوصا در چند ساله اخیر برای چیست . این همه زحمت و رنج برای افرادی که توانائی مالیشان کفاف زندگی عادی روزمره را هم ندارذ از کجا پیدا شده یادش بخیر عیدای اون قدیمای نه چندان دور را ، چقدر آمدن نوروز لذت بخش بود . پذیرائی ساده با نخود چی کشمش و خرمای دوناله و گندم برشته با برگه زرد آلو ( همون ترشاله خودمون ) و نان برنجی مرحوم کربلائی رجبعلی و عمو نبی با عطر روغن حیوانی ، یه چائی قند پهلو تو استکان کمر باریک داخل پیش دستی برنجی رو کرسی با ماشته ویستی و کهرتی و بوی خوش سبزه و سیب و سمنو در کنار قرآن و آیینه سفره هفت سین آبا و اجدادی در کنج اتاق پنج دری چه لطفی داشت چطور شد اون نوروزای قدیم که پیر و جوان خصوصا بچه ها برای آمدنش روز شماری می کردند و حضورش را مایه برکت می دانستند و رفتنش را محنت. اما با امید به بازگشت مجدد عید در سال دیگر بودند. واقعا چرا به اینجا رسیدیم؟ تا کی سیر صعودی تشریفات ادامه پیدا خواهد کرد؟ امید است تشریفات را کم کنیم تا انشاالله سال به سال بهار را زیبا تر حس کنیم ، حول حالنا الی احسن الحال.