|
87/02/06
اولین شیر اینترنتی گلپایگان

حیف که همه حرفی را نمیشه تو اینترنت گفت یا نوشت اگه نه یه لطیفه گلپایگونی براتون مینوشتم که از خنده ( روده بر ) بشید چرا که دوستان خوب مجازی من یه راه جلو ی پای من گذاشتند و خودشون از معرکه گریختند . یکیشون پیام و یکیشونم آمحرضا ، چند تا دیگه هم هستند دکتر مسعود و فیلم ساز شهرمونم خودشونو کشیدند کنار . دکتر شهبازی که اصلا درشو بست و رفت . خلاصه این فضا افتاده دست چند تا بروبچه که فقط تو پستاشون عکسها و الفاظ عاشقانه با بنرهای دلسوزانه عینهو تیری که به قلب فرهاد افتاد ، قرار میدند که با سن و سال ما سازگاری نداره. این دوستان نیمه راه بنده از اینکه دچار ( کم مطلبی ) شده بودم و سوژه برای نوشتن نداشتم ،ما را سر کار گذاشتندو پیشنهاد دادند ( اولین های گلپایگون ) را بنویسم ...الا ماشاءاله هر روز صبح که سرمونا از متکا بلند میکنیم و خودمونو به کوچه و خیابون میرسونیم ( اولین های ) اون روز هویدا میشه ... شیر اینترنتی گفته اند (( آن یکی شیر است در بادیه -- وان دگر شیر است اندر بادیه )) (( آن یکی شیر است آدم میخورد -- وان دگر شیر است آدم میخورد )) ( فقط شنیده بودم ).. شیر سومی هم هست که انواع و اقسام دارد و ست کامل چهار تائیش حدود ۲۰۰ هزار تومان قیمت گذاری شده که فعلا به اون کاری نداریم ..اما این ۲ شیر در بادیه یکیشون تو جنگله ( بادیه هم بهش میگند ) که آدم را میخوره یکیشونم تو ظرف مسی قدیمی ( بادیه ) است که اول سرشیرشو با نون میگیرند و بعد آدما اونا میخورند . به این ۲ تا شیر هم کاری نداریم . یه شیری هست به نام شیر!! ؟؟ یارانه ای که صبحها کله سحر تو صف یه کیلومتری میدند که میشه بجا آب مصرفش کنی والا نه طعم داره و نه خاصیت که اگه خیلی زرنگ باشی و از سرشب بری جا بگیری مثلا یه کلوغی (کلوخ) یا مقوائی تو صف بذاری و اذون خون خودتا به کلوغه برسونی شاید ۲ ساعت بعد بتونی جرعه ای از این آب .. ببخشید( شیر ) تهیه و با سر افکندگی به خونه برگردی .. باشه تحمل می کنیم آخه شیر محلی چربیش برا قلب ضرر دارد اما این شیره اگه نفع نداشته باشه ضرر آنچنانی هم نداره .. اما بیا و تماشا کن که از هفته گذشته اونا اینترنتیش کردند مسئولین دلسوز بازرگانی اولین قدم را برای اجرای ( دولت الکترونیک ) برداشتند و خواستند در این امر خطیر از دیگر خدمتگزاران شهر جلوتر باشند از طرفی چون احتمال سوء استفاده از پول شیری که به دست راننده حمل کننده شیر می دادند ، میرفت . ( بابا اعتبار که نداره ممکن بود این رانندهه پول دریافتی را که حدود ۲ ساعت بیشتر مهمونش نبودا بده به یکی از این بانکها و سود ۲ ساعتشو بگیره و بعد تحویل حسابداریشون بده ) ناچار شدند برا رفع تنها نقص پخش شیر اونا بدنش به دست سیستم متمرکز بانکی ( این پدیده عصر اینترنت ) نتیجه کار این شده که درب هر مغازه یه سیستم متمرکز قرار دادند و ماشین حمل شیر که فقط ۲ تا ۳ دقیه لازم بود توقف کنه و به توزیع کننده بعدی برسه حالا به لطف این پدیده درب هر مغازه ۲۵ تا ۳۰ دقیه برا واریز پول شیر به سیستم بانکی وقت میبره و به سلامتی آخرین مغازه توزیع شیر راس ساعت ۱۲ ظهر شیر سخر گاهی ر را توزیع میفرماید .. خداوند سایه این خدمتگزاران صدیق شهرمون را از سر رعایای آنان کم نکنه مستدام و پاینده باشند.
نظرات شما
a
لينک اين نوشته|
ساعت 16 
|
|
| |
|