تبليغاتX
يادداشت هاي يک آخاله
   
<  آخاله دات کام  |  تماس با من  |  درباره من  |  خانه  >

لينکدوني

آخاله دات کام

سوتي هاي روشنفکري

خاطرات آمحَرضا

كل كل هاي آخاله

مظاهر

خبرگزاري گلپايگان

قزقون گلپايگون

بچه كنكوري سابق

تاريخچه شهر گلپايگان

نگراني

نقاشي استاد كرمي



بازديد کننده







   

86/09/23
لعوق کرچنگ
 

                                             

 جمعیت یهودیان گلپایگان کم نبود ، بدرستی معلوم نیست که از کی و از کجا به این شهر کهن مهاجرت کرده بودند از شرح حال این قوم که توسط مورخین یهود از جمله خاخام بنیامین بن جناح بر می اید از قرن دوازدهم میلادی در اکثر شهر های ایران تعدادی یهودی زندگی می کردند بطوریکه جمعیت آنها در شهر گلپایگان در دوره ای از تاریخ به دوازده هزار نفر میرسیده است هر چند باور این عدد بسیار مشکل است  اما از آثار به جا مانده باور حضور این جمعیت که از کل جمعیت مسلمانان شهر بیشتر بوده است آسانتر می شود  . از قرن دوازدهم زمان مهاجرت یهودیان تا سالهای ۱۹۶۰ میلادی که من ۵ ساله بودم حدود ۸۰۰ سال فاصله است از آنجائیکه محل سکونت من در مجاورت خانه های یهودیان بود بدرستی به یاد دارم که در یک حیاط مخروبه باخانه های گلی و شبستانهای نمور و تاریک ، صدها یهودی یکجا ودر فقر مطلق زندگی می کردند جمعیت کودکان آنها با موهای خرمائی رنگشان را هنوز به خاطر دارم بناهائی همچون حمام . کنبسه ( محل عبادت  یهودیان که تا چند سال پیش هم پابرجابود) . قبرستان و مدرسه اختصاصی به نام ( گنج دانش ) همگی از حضور فیزیکی بسیار قوی این قوم در شهر ما حکایت دارد  . این تنها مقدمه ای است برای نگاشتن یک پست با عنوان  (لعوق کرچنگ ) از خاطرات پدرم که منشی یکی از حکیم های این قوم بوده  و  اگر قرار باشد فرهنگ و آداب و رسوم آنها تدوین گردد از ده ها  کتاب هم تجاوز خواهد کرد
محله ای به قطاع  تقریبی
۱۲۰ درجه جنوب غربی  به شعاع یک کیلومتر  به مرکز گنبد مسجد جامع گلپایگان محل سکونت بیش از ۹۵ درصد جمعیت نزدیک به ۲ هزار نفر یهودی  را در سالهای آواخر دهه ۱۳۳۰ می توان تخمین زد این اعداد و ارقام و موقعیت جغرافیائی را شخصا مشاهده کرده و از هیچ منبعی استخراج نکرده ام . تنها از سابقه حضور اولیه آنها از کتاب گلپایگان در گذر زمان تالیف جناب آقای استاد اکبر افاضلی در مقدمه پست استفاده نمودم
در اواسط کوچه ای که هم اکنون خیابانهای امام خمینی (ره) را به خیابان مسجد جامع وصل می کند و به محله دشتک معروف بوده است حکیمی یهودی زندگی میکرده با نام ( حکیم یعقوب ) این حکیم  که ظاهرا قبل از حکیم هارون معروف به امر طبابت مشغول بوده و در زمان وی نیز ادامه طبابت می داده فردی کاملا بی سواد و مراجعین وی اغلب از طبقه ضعیف و فقیر شهر و خصوصا روستاها بوده است . پدرم در حالیکه دوم دیستان بوده و به خاطر بیماری پدرش و همسایگی ی که با وی داشته است اغلب روزها به خانه وی مراجعه میکرده و به برکت خط زیبایش بعنوان نسخه نویس این حکیم  انواع داروهای تجویز شده را با مهارت می نگاشته است .حکیم بخوبی دریافته بود که خط زیبا چه نقش مهمی بر اثر بخشی روحی همراهان بیمار دارد چرا که زیبائی نوشتار بر بیسوادان نیز آشکار بوده است .
مراجعه بیماران برای کسب نوبت از بامدادان آغاز می شده است . اتاقی گلی که به عنوان مطب استفاده می شده مفروش بوده و بیماران دور تا دور این اتاق می نشستند وقتی که ظرفیت اتاق تکمیل میگردیده . حکیم توسط همسر خود  ، نسخه نویس را که به ( پسر مشدی محمود ) معروف بوده احضار می نموده است . تقریبا نسخه تمامی بیماران یکسان و تنها تفاوت در میزان  و زمان مصرف آنها بوده است  . پس از پرس و جو   و گرفتن نبض از ببمار با لهجه غلیظ یهودیان خطاب به پدرم : پسر مشدی محمود بنویس : ترنجبین و شکر سرخ یه مثقال . اضافه عناب و سپستون . سنای مکی را ناشتا بخورد روز دوم اضاف فلوس یکجا سربکشد پس فردا ناخوش را با کرچنگ بیارید تا لعوق کنم ایشالله خوب میشی .. و سپس ناخوش بعدی با کمی تفاوت در تجویز .. این طبابت سالها به همین شکل ادامه داشته است . مهارت چندانی در جذب بیماران نداشته و بیماریهائی که کاملا خاص بوده و عمومیت نداشته را مشترکا با همسر خود طبابت می کرده است مورد اخیر آنقدر عیان بوده که همراهان نادان بیمار نیز پی به بی اساس بودن طبابت می برده اند تنها شگرد منحصر به فرد این حکیم تهیه (لعوق کرچنگ ) بوده که در بین دیگر حکیمان یهودی مستقر در گلپایگان رایج نبوده است . روز سوم بستگان   با صید یک خرچنگ که معمولا در قناتها و رودخانه گلپایگان یافت می شد بیمار را نزد حکیم یعقوب آورده تا با ساخت ( لعوق ) طبابت را کامل کند . این معجون مشمئز کننده پس از تخلیه تو دلی جانور و جا دادن مواد نا معلوم در شکم خرچنگ توسط حکیم در اتاق مجاور آماده و جهت طبخ و خوراندن آن به بیمار تحویل همراهان میگردیده است پدرم که در آن زمان ۸ ساله بوده از اینکه مراجعان نادان این گونه اعتقاد به معالجه بیمارشان داشته اند متعجب می شده است پدرم هنوز هم با خنده می گوید تمامی بیمارانش از جمله پدر خودش توسط این حکیم به هلاکت رسیدند .
حق طبابت حکیم   مبلغ ۱۰ شاهی ( نیم ریال ) بوده که از این مبلغ ۵ شاهی از بابت حق التحریر به کاتب الحروف ( پسر مشدی محمود ) به خاطر خط زیبایش تعلق می گرفته است . اغلب بیماران به خاطر نداشتن حتی یک شاهی در کل زندگی خود از بابت حق طبابت از محصولات دسترنج خودشان از قبیل ماست ، کشک ، ترخینه ،و میوه ها و سبزیجات فصلی تقدیم می نمودند . این حکیم بسیار قانع بوده و کسانیکه توانائی پرداخت و یا آوردن تحفه  را نداشته اند نیز رایگان ویزیت می شده اند

این پست را به خاطر وعده ای که به جناب دکتر اکثیری ( به موازات معرفی حکیم هارون ) داده بودم از پدر خواستم تا بار دیگر خاطرات خود را بیان تا مستند تر بنگارم . که البته  باب جدیدی برای ادامه خاطرات از یهودیان گلپایگان نیز باز شد که انشااله در پست بعدی با عنوان ( زنبیل آسمانی ) ایجاد خواهم کرد  



نظرات شما

a لينک اين نوشته| ساعت  8 



86/09/07
اولین کامپیوتری که دیدم ( قسمت دوم )
 

 

این کامپیوترکه با توجه به شواهد اولین در نوع خود بود  خاطرخواه زیادی داشت  اغلب کسانی که اطلاعاتی در مورد کامپیوتر داشتند سعی میکردند به نحوی از کم و کیف این جادوگر با اطلاع شوند یکی از کسانیکه هر روز خودش را به آن میرسوند و البته مانعی هم سر راهش نبود همین آقا توحید سایت آخاله   که 13 ساله بود و دانش آموز مقطع راهنمائي و با مطالعه بعضی از کتابهای مر بوط به کامپیوتر هر روز یه کارهائی رو ي آن انجام میداد . یه روز که تازه انتخابات شوراهای دانش آموزی باب شده بود تو ی مدرسه ۱۵۰۰ نفری با ۱۵ رشته تحصیلی قرار بود  ۱۲ نفر را از بین ۶۴ نفر کاندید انتخاب کنند با حجم زیادی از برگهای تعرفه که هر کدام از یک نفر تا ۱۲ نفر نام رو اون نوشته می شد   استخراج تعداد  آرا  کاری بسیار مشکل و پر دردسر بود تازه امکان تقلب هم زیاد بود . این آقا توحید برنامه ای را طراحی کرد و برای هرکدام از کاندیداها یک کد ۲ رقمی اختصاص داد و از کلیه دانش آموزان آموزشگاه خواسته شد ضمن درج نام کاندید مورد نظر کد مربوطه را نیز در برگ تعرفه ثبت نمایند  این کار انجام شد و به کمک این کامپوتر و با برنامه نوشته شده توسط توحید   کلیه آرا در فاصله زمانی ۲ تا ۳ ساعت قرائت شد و دستگاه چاپگر آماده استخراج نتیجه آرا شد  وقتی چاپگر سوزنی به کار افتاد توحید   با اطمینان کامل از عملكرد خود نتیجه ارا را بر روی کاغذ چاپ شده اعلام کرد .شوق دانش آموزان نفر اول تا ۱۲ وصف ناپذیر بود و از اینکه این دستگاه توانسته بود  این آرا را استخراج نماید امری عجیب به نظر می رسید 

 خبر شمارش آرا به فرمانداری شهر رسید و  آقای رضوانی یکی ازفرمانداران پر تلاش شهر   از اینکه شنیده بود تو یه مدرسه با کامپیوتر شمارش آرا کرده اند کنجکاوانه خودشو به مدرسه رسوند و یک پرینت از نتیجه آرا  گرفت و با خود برد  استفاده از كامپيوتر برا ي توحيد امري عادي شده بود تقريبا اغلب كارهاي مربوط به مدرسه هم توسط ايشان در اوغات فراغت انجام ميگرفت  و البته  پس از انجام امور آموزشي   نوبت به  كارهاي تفنني آقا  توحيد مي رسيد چند روز بعد  که به مدرسه اومدم و دستگاه را روشن کردم هیچ چیز بر روی صفحه مانیتور ظاهر نشد از اینکه توحید با کنجکاوی هایش ( هارد )  را فرمت کرده بود به خشم آمدم و چون قبل از اون یکی از معلمین روی دستگاه کار میکرد  گناه  فرمت شدن  به گردن اون  بيگناه افتاد و من فرصتي پيدا كردم تا بتونم فکری برا این شیرین کاری آقا توحید بکنم از آمدنش به مدرسه ممانعت   بعمل آوردم و از یکی از مهندسین با تجربه و مهربان شهرمون که در معدن طلای موته ( از توابع  شهرستان ميمه )  دستگاه کامپیوتری در اختیار داشت   خواستم تا کامپیوتر را اصلاح کند این مهندس با تجربه معدن درخواست من را پذیرفت و مجددا نرم افزارهای لازم را بر روی دستگاه نصب فرمودند   /  و البته تمام عزيزانيكه با رايانه سر و كار دارند به صورتي خاطراتي نيز از شروع كار با آن در ذهنشان مي باشد ولي اين خاطره ياد آور شروعي پر كار و شبانه روزي براي توليد يك نرم افزار فرهنگ گلپايگان با عنوان ( وردپاتكان ) و بعد از آن ايجاد سايت ( آخاله ) بود و لازم مي دانم مجددا  از زحمات مهندس قایدی  تشکر  کنم / پاينده باشيد



نظرات شما

a لينک اين نوشته| ساعت  16 




آرشيو

خرداد 1387

اردیبهشت 1387

فروردین 1387

اسفند 1386

آذر 1386

آبان 1386

تیر 1386

فروردین 1386

اسفند 1385

بهمن 1385

دی 1385

آذر 1385

آبان 1385

مهر 1385

اردیبهشت 1385

فروردین 1385

اسفند 1384

بهمن 1384

آذر 1384

آبان 1384

مهر 1384

شهریور 1384

مرداد 1384

تیر 1384

خرداد 1384

اردیبهشت 1384

فروردین 1384

اسفند 1383

بهمن 1383



Copyright © 2005 Akhale All rights reserved.