تبليغاتX
يادداشت هاي يک آخاله
   
<  آخاله دات کام  |  تماس با من  |  درباره من  |  خانه  >

لينکدوني

آخاله دات کام

سوتي هاي روشنفکري

خاطرات آمحَرضا

كل كل هاي آخاله

مظاهر

خبرگزاري گلپايگان

قزقون گلپايگون

بچه كنكوري سابق

تاريخچه شهر گلپايگان

نگراني

نقاشي استاد كرمي



بازديد کننده







   

86/08/29
اولین کامپیوتری که دیدم
 

 

تاریخ دقیقی برای اختراع کامپیوتر نیافتم اما تا حدودی از حضور این پدیده اعجاب انگیزازدر اواخر دهه ۴۰ به ذهنم مرسد. هنگامیکه کارخانه عظیم ذوب آهن اصفهان به دست روسها ساخته میشد . شنيدم كه دستگاه های کامپیوتری که شرکت ( آی-بی-ام )سازنده آن بود را در این کارخانه به خدمت گرفتند نوع دیگری از آن را در شرکت آمریکائی (بل هلیکوپتر) در اصفهان در سال ۱۳۵۳ هنگامیکه خدمت سربازی خود را در این شرکت میگذزاندم مشاهده نمودم که بطور کلی دست ایرانی به آن نمی رسید   و علیرغم تدابیر شدید امنیتی آمریکائیان در این شرکت اغلب کنجکاوانه خود را به آن میرساندم و به لطف مهربانی بعضی از آنها که اغلب خانم بودند میتوانستم تا حدودی عملیاتی را که انجام می دادند را ببینم بعضی از آنها تلاش میکردند مطالبی از آن رایانه برایم توضیح دهند اما متاسفانه از آنجائیکه آشنائی کاملی با مكالمه زبان انگلیسی نداشتم توضیحات آنان برايم نامفهوم بود و تنها با تایید کلمه ( یس و اوکی) از طرف من ختم می شد و اغلب از اینکه پاسخشان   را با این ۲ کلمه می شنیدند متعجب می شدند و من تنها از ديدن چاپ ليست قطعات هليكوپتر توسط يك چاپگر سوزني لذت مي بردم    در سال 1370 يكي از دوستان در يك فروشگاه دولتي در گلپايگان  يك كارتن شكيل را مي بيند و از فروشنده ميپرسد كه اين چه دستگاهي است ؟ فروشنده در پاسخ عنوان مي دارد كه اين كامپيوتر است و امكان باز كردن آن براي ديدن وجود ندارد مگر آنرا خريداري كني . با وجود آنكه قيمت آنرا 20 هزار تومان تعيين كرده بودند اما به جهت  نداشتن مشتري به مبلغ 10 هزار تومان توسط اين دوست خريداري شد دستگاهي ساده و الكترونيكي  بدون مانيتور و كي برد كه تنها ميشد از طريق تلويزيون تعدادي برنامه را طراحي و يا مشاهده نمود اين دستگاه كه ظاهرا از نوع (كمدور  يا   اسپكتروم ) بود با سيستم عامل (داس) قابل استفاده بود البته تعداد محدودي دستگاه به شكل فعلي با مانيتور سياه و سفيد از نوع  ابتدائي در اختيار آموزش و پرورش قرار داده بودند كه به علت عدم آشنائي فردي كه بتواند با آنها كار كند اغلب بدون استفاده خاك مي خوردند

اولين كامپيوتر با شكل فعلي از نوع (486 ) با ويندوز 1/3 توسط مسئول دلسوز تنها هنرستان گلپايگان به مبلغ حدود 800 هزار تومان از اصفهان خريداري شد و من به عنوان اپراتور اول آن جهت راه اندازي و مجهز كردن واحد آموزشي به سيستم  مكانيزه انتخاب شدم . آموزش ابتدائي انرا در يك دوره 2 روزه  توسط 2 نفر كه از اصفهان اعزام شده بودند فرا گرفتم . اين در زماني بود كه هيچكس در اين شهر از وجود حتي   يك دستگاه كامپيوتر اطلاعي نداشت . اتاقي كه براي استقرار اين ميهمان نو رسيده انتخاب شده بود داراي تمام امكانات ايمني بود كليه پنجره ها از چند لايه حفاظ آهني و درب ورودي دو لايه همچون گاو صندوق تعبيه گرديده بود كه مبادا آسيبي به آن برسد .بازديد   تمامي دانش آموزان دبيرستانها از اين رايانه   ماهها به طول انجاميد شبي از شبهاي سرد زمستان سال 71 يك يا چند دزد براي ربودن آن به سالن محل استقرار وارد شدند و عليرغم تلاش زياد نتوانستند درب  اتاق را بگشايند و به ناچار براي اينكه دست خالي نرفته باشند به اتاق ديگري رخنه كردند و 2 دستگاه دوربين نقشه برداري از نوع  ( تئودوليت ) و ( نيوو) ي واحد آموزشي را كه  حدود 7 ميليون تومان ارزش داشت را به پيش مرگي اين كامپيوتر ربودند .

مطالب شنيدني تر از اولين كامپيوتري كه ديدم  در پست بعدي / خدا نگهدار  

 



نظرات شما

a لينک اين نوشته| ساعت  22 



86/08/15
اولین دزدی که دیدم
                                                               

 دوستان و همراهان خوب وبلاگی درخواست نمودند که به روز بشم مشکل من سوژه بود حالا که راهنمائی فرمودید  اول به پاس پست مناریه دوست عزیزم ( آمحرضا ) یه پست (اولین از شهرمون) ایجاد میکنم با عنوان ( اولین کامپیوتر شهرمون ) ولی دوست دارم حدس بزنید چی میخوام بنویسم تا انشااله پس از رویت چند تا نظر اونا ایجاد خواهم کرد ولی پاسخ  ( مناریه ) که خودش اولین بوده یه مطلب از اولین (دزد) ی که تو شهرمون دیدم عنوان میکنم
 

                                                                              

وقتی کلمه دزد را از پدر و مادر و نزدیکان می شنیدم اصلا تصور نمی کردم که دزد یه انسان باشه . همش فکر می کردم یه چیزی شبیه شغاله!! تا اینکه یه روز شنیدم  چند تا دزد را گرفتند و قراره اونارو خیابون گردی کنند و جلو گاراژ ایران مشهد ( روبروی کوچه مسجد حاجی) شلاق بزنند!! حالا تصور کنید یه چیزی شبیه شغالو چطوری میخواند خیابون گردی کنند و شلاق برنند؟ شاید اوایل سال ۱۳۴۰ بود و من بیش از ۶ سال نداشتم آخه کلاس  اول بودم . غروب سرد زمستان که کف تنها خیابون شهرمونو یخ و برف پوشنده بود خودمو با اضطراب زیاد به محل رسوندم جمعیت زیادی جمع شده بودند تا این پدیده نو ظهور را ببینند و عبرت بگیرند . از دور چند تا پاسبان اسب سوار از جلو و تعدادی زیادی جمعیت بیکار و البته کنجکاو که بیشترشونو بچه ها تشکیل میدادند از عقب به محل اجرای حکم نزدیک می شدند من که نفسم به شماره افتاده بود از ترس جرات نگاه کردن نداشتم بهر حالی بود زیر چشم نگاه کردم و با کمال تعجب بجای شغال چند نفر آدمو دیدم که از عقب اسبها  راه میرند و تعدادی بغچه لباس و لوازم ابتدائی منزل مثل دیگ و قزقون تو سرشون گذاشتندودارند اونا را خیابون گردی می کنند
موضوع برام کاملا روشن شد . هم دزد را دیدم و از اشتباه در اومدم و هم موردی دزدی را که نو سرشون بود ! از شلاق زدنشون چیزی ندیدم چرا که جمعیت زیاد بود و همهمه بسیار و البته راوی  .کوچک و بچه سال .حالا اگه گفتید چرا دیگه دزدا را خیابون گردی نمیکنند ؟
برا فکر کردن زحمت نکشید خودم میگم
الف: پاسبونا دیگه اسب ندارند ( الگانس دارند)
ب:  مورد دزدی را نمیشه نو سر گذاشت
ج: شکنجه دزد از نظر قانون منع گردیده
د:شغالو که نمیشه تو خیابون بگردونیش ( غروب بیا تو خیابون شهر ببین خودشون دارند خیابون گردی میکنند
ه : این کارها زشته و بدآموزی داره و دیگه اصلا کسی دزدی نمیکنه !!

پست بعدی : بعداز(اولین کامپیوتر شهرمون) به درخواست دکتر مسعود عزیز با عنوان (حکیم حق نظر یهودی ) /موفق و پایدار



نظرات شما

a لينک اين نوشته| ساعت  20 




آرشيو

خرداد 1387

اردیبهشت 1387

فروردین 1387

اسفند 1386

آذر 1386

آبان 1386

تیر 1386

فروردین 1386

اسفند 1385

بهمن 1385

دی 1385

آذر 1385

آبان 1385

مهر 1385

اردیبهشت 1385

فروردین 1385

اسفند 1384

بهمن 1384

آذر 1384

آبان 1384

مهر 1384

شهریور 1384

مرداد 1384

تیر 1384

خرداد 1384

اردیبهشت 1384

فروردین 1384

اسفند 1383

بهمن 1383



Copyright © 2005 Akhale All rights reserved.