تبليغاتX
يادداشت هاي يک آخاله
   
<  آخاله دات کام  |  تماس با من  |  درباره من  |  خانه  >

لينکدوني

آخاله دات کام

سوتي هاي روشنفکري

خاطرات آمحَرضا

كل كل هاي آخاله

مظاهر

خبرگزاري گلپايگان

قزقون گلپايگون

بچه كنكوري سابق

تاريخچه شهر گلپايگان

نگراني

نقاشي استاد كرمي



بازديد کننده







   

86/04/29
بیب خانوم کوچیک و بنزین
 

سعی خود را در ویرایش خاطرات کودکی از آنچه با عنوان قصه (بیب خانوم کوچیک ) از زبان مادرم در ذهن داشتم با سرانجامی که در پی خواهد آمد نگاشتم هر چند از اینکه از مادربخواهم با تکرارش مستند تر بنگارم از حوصله هر دو مان خارج بود امید است نکات ضعف آنرا به دیده اغماض نگریسته و شائبه دخل و تصرف  در قصه های قدیمی  توسط نگارنده  به ذهن شما عزیزان متبادر نگردد.
بیب خانوم کوچیک ( بي بي خانم كوچك ) که در یک کلبه محقر زندگی میکرد و با تعدادی از حیوانات خانگی روزگار سپری می نمود در یکی از شبهای  زمستان که هوا خیلی سرد شده بود این حیوانات پشت درب کلبه جمع شدند  و یکی یکی خودشونو به زیر کرسی بی بی رسوندند  و به طرفةالعینی دور تا دور کرسی پر شد از میهمانان ناخوانده و پس از مدتی که گرمشون شده بود غوغائی به پا کردند که حوصله بی بی را به آخر رسوندند... بیب خانوم کوچیک که دید ادامه این وضعیت باعث نابودی زندگیش میشه به فکر افتاد تا  میهمانان را متقاعد کند که حالا که دیگه گرمتون شده کلبه را ترک کنید تا بی بی استراحتشو بکنه.  ابتدا به سراغ خانم گاوه  رفت و در خواستش را به گاو گفت . گاو زبان بسته که چنین انتظاری نداشت به سخن اومدوسر گلایه را باز کرد و گفت : من که ( ما و ما ) می کنم برات ، ماست و شیر درست می کنم برات ! بیب خانوم کوچیک من برم بیرون؟  بیب خانوم کوچیک دید که حق با خانم گاوه ست گفت : نه عزیز جون شما زير كرسي تشریف داشته باشید . سراغ آقا الاغه رفت و گفت الاغ جون پاشو برو بیرون بی بی میخواد استراحت بکنه . الاغه همینطور که لم داده بود گفت: بی بی من که (عروعر) می کنم برات سرگین تر میکنم برات کرسی را گرم میکنم برات . بیب خانوم کوچیک من برم بیرون ؟ بي بي  کوتاه اومد و گفت نه شما هم تشریف داشته باشید .بیب خانوم کوچیک رو به سگه کردو و گفت سگ جونم اگه ممکنه تو امشبو دم درب بخواب تا من بتونم زیر کرسی استراحتی بکنم . سگه گفت : من که ( هاپ و هاپ ) میکنم برات خونه را نگه میدارم برات بیب خانوم کوچیک من برم بیرون ؟ بیب خانوم کوچیک گفت : نه عزیزم تو هم بمون . بی بی سراغ گربه رفت  و پس از درخواست بی بی گفت  :من که (میو میو ) میکنم برات ظرفها را لیس میزنم برات . بیب خانوم کوچیک من برم بیرون ؟ ....نه گربه ملوسم تو هم حق به گردن من داری !  تو هم بمون   بی بی خانم  رفت سراغ خانم مرغه و گفت مرغ پا کوتاه لطفی بکن در حق بی بی و امشبو  داخل کلکلون بخواب .مرغه گفت : بی بی جون من که (قدقدا) میکنم برات تخم طلا میکنم برات بیب خانوم کوچیک من برم بیرون ؟... نه تصدقت شم تو هم بمون ! بی بی به آخرین مهمون رو کردو گفت گنجشک عزیز م کلبه خیلی کوچیکه و دیگه جائی برا بی بی باقی نمونده  تو برو بیرون تو لونت بخواب.. گنجشک گفت :بی بی  من که ( جیک و جیک ) می کنم برات تخم کوچیک میکنم برات . بیب خانوم کوچیک من برم بیرون؟ نه عزیزان من شما ها همتون حق دارید فقط بیب خانوم کوچیکه که هیچ حقی نداره . بی بی درمانده خودش از کلبه خارج شدو ... معلومه دیگه چه سرنوشتی در انتظارش بوده !!
حالا منظور؟؟؟ روایت ( بیب خانوم کوچیک ) این قصه دوران کهن با قصه  سهمیه بندی بنزین  به هم دیگه گره خورده (با عنايت به اينكه در مثل مناقشه نيست) و در راستای صرفه جوئی و ایجاد راهکارهای متعدد در امر کم مصرف کردن ودرست مصرف کردن و به لطف تکنولوژی رایانه ای کارت سهمیه بندی بنزین برای کلیه مرکبهای فسیل سوز به میزان سهمیه یک لیتر تا ۱۲ لیتر در روز برنامه ریزی شدو کارتها با پست لاک پشتی کم و بیش به دست تعدادی مرکب سوار رسید ... معلومه دیگه فریادها از هر طرف بلند که این چه وضعیه ما برا کارمون نیاز به بنزین داریم .ابتدا تاکسی داران معزز سر گلایه را باز کردند که برای ما سهمیه جداگانه در نظر گرفته شود. بیب خانوم کوچیک (...ببخشید مسئولین مدیریت سوخت) گفتند حق با تاکسی داران است و سهمیه برا اونا معنی نداره !! بعد نوبت آژانسیان زحمتکش رسید !! بلاخره اونا هم حقی دارند و برا امرار معاش نیاز وافر به بنزین دارند کم کم  پزشکان محترم معترض شدند که پس تکلیف ما چی میشه  چگونه ما خودمونو به بیمارستان و مراکز درمانی برسونیم!!! بله حق با پزشکان محترم است .. به چشم برای شما هم سهمیه فراتر در نظر گرفته خواهد شد.
خلاصه کلام سرو کله ادارات دولتی و   شهرداریها و محیط بانان و آمبولانسها و .... که همگی برای خدمتگزاری به این مردم سر از پا نمی شناسند و شب و روز خود را فدای این ملت کرده اند فریاد بر آورده و مطالبه سوخت اضافی کردند و البته  راه دیگری هم به ذهن وزارت محترم نفت نرسید و قرار شد همگی آنان از سهمیه بیشتر سوخت استفاده فرمایند.
حالا من نمی دونم که وزارت محترم نفت در ۲۵ تیرماه که حدود ۲۰ روز از سهمیه بندی  بنزین گذشته چرا یه «سوتی» دادو و گفت میزان مصرف بنزین در تیرماه 86 به میزان (۳) درصد از نقطه مشابه سال گذشته بیشتر بوده است ... حالا این در حالیه که هنوز  پست محترم ۷۰۰ هزار کارت سوخت را نتونسته بدست صاحبان مفلک برسونه !! علیهذا تنها فایده سهمیه بندی سوخت تا حالا این بوده که کسانیکه احتیاط میفرمودند و کمتر از خودرو شخصی استفاده مینمودند برای اینکه میزان سهمیه سوخت آنان «سوخت» نشه ناچار شدند ماشینهای خود را بیرون بیارند تا این حق مسلم خود را که روزانه (۳) ليتر میباشد، سوخت(!!) نمایند.
ظاهراْ تنها كسي كه در اين سهميه بندي  بايد از خود گذشتگي نشان بده همون شركت ملي پالايش و پخش فرآورده هاي نفتي مي باشد كه لطف فرمايند كماكان از تكليف شب سال قبلشان رو نويسي فرموده  و براي رفع نيازهاي اين زحمتكشان در امر تامين سوخت كوتاهي نكنه.
ظاهراْ مشكل ، فقط سوخت نگارنده بوده كه هنوز پس از 2 ماه دوندگي و صرف هزينه هاي بسيار نتونسته كارت سوخت خود را ازپست چهار راه لشگر تهران به پست گلپايگان برسونه...
بنزين داران محترم خوشا به حالتان، موفق باشيد!!

نظرات شما

a لينک اين نوشته| ساعت  9 




آرشيو

خرداد 1387

اردیبهشت 1387

فروردین 1387

اسفند 1386

آذر 1386

آبان 1386

تیر 1386

فروردین 1386

اسفند 1385

بهمن 1385

دی 1385

آذر 1385

آبان 1385

مهر 1385

اردیبهشت 1385

فروردین 1385

اسفند 1384

بهمن 1384

آذر 1384

آبان 1384

مهر 1384

شهریور 1384

مرداد 1384

تیر 1384

خرداد 1384

اردیبهشت 1384

فروردین 1384

اسفند 1383

بهمن 1383



Copyright © 2005 Akhale All rights reserved.