
آنها که سال ۱۳۵۸ را به یاددارند به خوبی می دانند که در پی بارندگی های شدید زمستان چگونه شهر گلپایگان در بهار ۵۹ دچار بحران تصاعد آبهای سطح الارضی شد و بشتر مزارع شهر به باتلاق تبدیل گردید و بشتر قنوات منطقه که قدمتی دیرینه داشتند بر اثر آب گرفتگی فرو ریخته و ویران شدند و جای خود را به مکینه هائی دادند که در حال حاضر کنتور بر روی آنها بسته شده و آب به صورت ( لیتری ) وارد مزارع شهر می گردد نابودی بخش وسیعی از مزارع جنوب غربی شهر موسوم به صحرای (میدان ) نتیجه این رخداد الهی بود که به نظر میرسد با توجه به تخریب قنوات در ۲۵۰ ساله گذشته شهرمان بی سابقه بوده است و پیش بینی آن برای پیدا کردن راهکار مناسب در جهت جلوگیری ازاین تخریبها مشکل بوده است این تخریب بر بافتهای قدیمی بنا ها نیز تاثیر نامطلوب داشته و پس از فرو کش کردن آب در منطقه جلگه باعث شکستگی بناهای قدیمی گردید که قطعا بر روی آثار تاریخی نیز تاثیر منفی را داشته است این رخداد طبیعی در مدت زمان کوتاهی صورت گرفته و نتوانسته بود به تمام مناطق شهر نفوذ کند البته این حوادث پیش بینی نشده جرات عدم مسئولیت پذیری دستگاه های مسئول را توجیه می کند اما به راستی مطالعات تاثیر احداث سد کوچری بر مناطق شهری و آثار بی نظیر تاریخی مذهبی شهر که حکایت از هویت دیرینه نیاکانمان دارد را چه دستگاهی به عهده گرفته است علاج واقعه قبل از وقوع همین الان است تا دچار آب گرفتگی مشابه سال ۱۳۵۹ اما این بار بصورت همیشگی نشده ایم مطالعه بافتهای شهری و میزان نفوذ پذیری آب سد مورد احداث به لایه های سطحی خاک را به دستگاه های مسئول همچون وزارت نیرو و سازمان میراث فرهنگی و ...یاد آوری کنیم تا به رویداد سد سیوند استان فارس که مطالعات آنرا پس از آبگیری سد شروع کرده اند دچارنشویم
و علاج واقعه قبل از وقوع را به نوش دارو بعد از مرگ سهراب تبدیل نکنیم شاید درج قسمتی از این خبر زنگ هشداری باشد*
....«جامعي»، مدير پروژه احداث سد سيوند ميگويد: «در سال 1371 هنگامي كه قصد داشتيم احداث سد سیوندرا آغاز كنيم طي نامهاي، از سازمان ميراث فرهنگي استان فارس استعلام كرده و خواستار بررسي منطقه از نظر فرهنگي شديم اما از جانب سازمان ميراث فرهنگي هيچ گونه اقدامي صورت نگرفت بنابراين ما كار احداث سد را آغاز كرديم.» ....