85/11/26
سلمونی (2)
آغاز چهارمین سال فعالیت سایت فرهنگی گلپایگان
( آخاله دات کام )
مبارک ومیمون باد
آمريكائي زير تيغ سلموني قبل از اينكه سلموني (2) را براتون بنويسم لازم است مقدمه اي بيان كنم از وضعيت تحصيلي دانش آموزان شهرمون در اواخر دهه 40 در درس زبان انگليسي ... هيچ دبير قابلي در اين شهر برا اين درس وجود نداشت شايد هم بچه ها انگيزه يادگيري زبان خارجه را نداشتند .. خلاصه اغلب دانش آموزان اين درس را برا (تكماده) ميگذاشتند . نميدونم چه كسي در وزارت آموزش و پرورش به فكر افتاد تا از آمريكا ، دبير زبان انگليسي وارد كنه ! فقط ميدونم ( مستر داون ) به گلپايگان اومد و تو دبيرستان پهلوي شد دبير زبان انگليسي . از حالا به بعد كلاسها 2 تا مبصر داشتند يكي مبصر عادي ، يكي هم مبصر ( مستر داون ) تا هر كس كوچكترين بي احترامي به اون ميكرد مبصر مربوطه اسم طرفو مي نوشت ميداد دست آقاي .... اونم با شلاق آدمو بياد ( كاپيتو لاسيون ) مي انداخت فقط يه چيز براتون بنويسم و اون اينكه بازهم با حضور مستر ، بچه ها هنوزم ( تكماده ) را چاره ساز ميدونستند حالا ديگه مشكل 2 تا شده بود زبان خارجه كه ياد نگرفتيم تازه كسي نبود داد و فريادهاي مسترو ترجمه كنه ولي خوب ميشد فهميد كه مستر چي ميگه !!! اين آقا مستره خيلي وقت بود كه تو شهر گلپايگون زندگي ميكرد و موهاي اون خيلي بلند و ژوليده شده بود همينطور كه تو گذر محله ميرفته نگاش به سلموني آقا سيد خودمون مي ا فته و يراست ميره تو مغازه و اشاره ميكنه كه سرشو اصلاح كنه . آقا سيد هم بيچاره نميدونسته بايد چكار كنه فكر ميكرده اصلاح سر آمريكائي ها با بقيه فرق داره از طرفي همسايه ها ي مغازه هم كنجكاوانه پشت درب مغازه جمع ميشند خلاصه آقا سيد هم دستمال گردنو مي بنده و قيچي و شانه را به دست ميگيره كه اصلاح كنه كه همسايه ها اعتراض ميكنند كه اين نا مسلمون نجس است حال ديگه هيچ مسلموني نمينونه با اين وسايل اصلاح بشه . باري آقا سيد عليرغم اعتراضات كا ر را تمام ميكنه و يك اسكناس قرمز رنگ ده تومني از دستان پر بركت مستر داون دريافت ميداره آقا سيد كه مزد ش معلوم بود و برا يك اصلاح كامل حد اكثر 5 ريال دريافت ميكرده به اون خدا بركتي ميگه و مرخصش ميكنه .. همسايه ها آقا سيد را تحريم ميكنند و مشتري ها هم روز به روز كمتر ميشدند . خلاصه آقا سيد حسابي قافيه را باخته بوده تا اينكه به فكر چاره مي افته از همسايه ها ميخواد كه برا اين مشكل پيش آمده فكري بكنند . آقا سيد تمام وسايل سلموني را كف گذر محله با آب تطهير ميكنه اما بعضي از اون دو آتيشه ها اين عمل را كافي ندانسته و بهش ميگند بايد از يه عالم سئوال كنيم كه چه بايد كرد . همگي همسايه ها جمع مي شند و با آقا سيد ميرند توي كوچه دانشسرا،درب خونه حاج ت.. كه از دبيران مطلع به مسائل شرعي بود و موضوع را براش تعريف ميكنند . حاج آقا ميگه مشكلي نيست حالا ايشان هم كه برا حتياط وسايلشو تطهير كرده وبه نحوي استادانه به اونا فهمونده كه بلاخره مستر هم اهل كتاب است و اين عمل سلموني با احكام اسلامي در تضاد نبوده ... اما به خرج اونا نرفته و دوباره همگي به سمت خانه عالمي از شهر كه در انتهاي آن كوچه بوده ميرند و موضوع را براش توضيح ميدند فرد اخير كه روحاني بوده ،عمل آقا سيد را ناپسند ندانسته و از همسايه ها ميخواد كه ايشان را مورد تحريم قرار ندهند و كار ايشان را خدا پسندانه دانسته ...آقا سيد گفت هر چند مستر 20 برابر ديگران به من مزد داد اما اين اصلاح برا من خيلي گران تمام شد انشاال.. زير تيغي ديگر در اصلاح بعدي كسب و براتون مينويسم
نظرات شما
a
لينک اين نوشته|
ساعت 22 
|