تبليغاتX
يادداشت هاي يک آخاله
   
<  آخاله دات کام  |  تماس با من  |  درباره من  |  خانه  >

لينکدوني

آخاله دات کام

سوتي هاي روشنفکري

خاطرات آمحَرضا

كل كل هاي آخاله

مظاهر

خبرگزاري گلپايگان

قزقون گلپايگون

بچه كنكوري سابق

تاريخچه شهر گلپايگان

نگراني

نقاشي استاد كرمي



بازديد کننده







   

84/02/12
معلم
 

هر چه فکر کردم نتوانستم مطلب را جمع و جور کنم . شروع برای نوشتن یک مطلب  ، یا یک مقدمه  برای آنچه در دل داری کاری مشکل است ! ۲۶ سال است که نام معلم را با خود  یدک میکشم . آنچه هنوز در خود احساس میکنم ، سنگینی بار مسئولیتی است که در کلمه « معلم »  نهفته است . انگار دیروز بود که اولین کلاس و اولین تدریس را تجربه کردم . هنگام ورود به کلاس با ترس و دلهره ، در حضور ۵۰ نفر از دانش آموزان مقطع متوسطه ، بارها از شغلی که انتخاب کرده بودم احساس پشیمانی  کردم . صدای اولین زنگ تفریح،  گوش نواز ترین صدائی بود که به عمرم شنیده بودم . چون از زندانی که خود را در آن گرفتار دیده بودم ، رهایی جستم. سخت است که بگویم چون دست و پای خود را گم کرده بودم ، سعی میکردم هر چه در چنته دارم در همان جلسه اول رو کنم ، تا خدای ناکرده در  کلاس ،  کم نیاورم . هرچه گفتم عکس العملی از درستی یا نادرستی مطالب در چهره دانش آموزان معصوم  نیافتم ! آنوقت بود که فهمیدم معلمی کار هر کسی نیست . عشق میخواهد و عشق و عشق.. سوز میخواهد و سوز  و سوز و اگر این دو نباشد «علم» هم کارساز نیست  .  هنوز هم برای این روز مقدس که یادآور شهادت یک معلم واقعی ( شهید مطهری ) است ، تنها انگیزه ای برای  طرح مسائل معیشتی به صورت سنتی شده است، البته طرحی که هیچوقت پایانی ندارد !!
ای کاش این روز را به بررسی وضعیت آشفته آموزش اختصاص میدادند . وضعیتی که در ظاهر چند المپیاد کشوری و جهانی و کسب مدالهای افتخار آفرین انگشت شماری از دانش آموزان مستعد از جمع بیست میلیونی  این جوانان مرز و بوم  ، پنهان گردیده و  متولیان  وزارت آموزش و پرورش آنرا افتخاری برای خود می دانند .
طرحی ضعیف و بی برنامه  با عنوان آموزش ضمن خدمت و دریافت گواهی چند ساعت  دوره برای اخذمبلغی پول ، اغلب معلم نماها را با ترفندهای مختلف بدون یادگیری مطالب و صرفا برای باز نمودن راه واریزی آن مبلغ ناچیز به حساب بانکی برای رفع قسمتی از مشکل زندگی که هیچ وقت پایانی در آن متصور  نیست ! از راهکارهای آموزش معلمان برای تدریس بهتردانسته اند . امید است به خود آیند و فکری به حال آموزش ناقص و کنترل و بررسی تدریس در مقاطع مختلف تحصیلی نمایند . شاید فرجی برای عبور از این رهگذر باشد. 
سرای مدرسه و بحث علم و طاق و روان       چه سود چون دل دانا  و چشم بینا نیست
سرای قاضی  یزد  ار چه منبع فضل است        خلاف نیست  که  علم نظر در آنجا نیست



نظرات شما

a لينک اين نوشته| ساعت  11 



84/02/03
دارالشورا و بلدیه چی
 

آورده اند که در سنه های اخیر در دیار جرفادقان تشکیلاتی تشریفاتی آماده نموده و آن را(بلدیه) نامیدند و چند نفری را که گفته اند از منتخبین خلق الله هستند به دور هم جمع گشته و دار الشورای بلدیه را بنیان نهادند . آنچه را مقننه تکلیفشان نموده بود  ، نظارت بر امور بلدیه و چاره جوئی در ترفیه و ترفیع الناس و ایجاد تفرجگاه ها و زدودن غبار از چهره پریشان معابر و...بود، اما  به پیروی از دیگر اوامر مقننه به طریق دیگری راه کج   نموده و بر امور مالیه واخذ جرائم از بلدوندان ( شهروندان ) همت گماشته و هر کس را به طریقی گناه کارش نامیدند و سرکیسه اش فرمودند. یکی را به دلیل تعرض به شارع و دیگری به جهت ساخت و ساز خارج از محدوده و آن دیگری را به دلیل تفکیک نمودن اراضی زراعی به  نشیمنگاهی وتصاحب نصف المال به نفع بلدیه و الا آخر ... بطوری که نام این تشکیلات وحشت آور گردیده بود و هر کس میدانست که گذر به این مکان  با جیب  تهی امکانپذیر نباشد !  از طرفی منتخبین نیز  برای استمرار   حاکمیت  و خلاصی از درخواست  نابجای !!! اربابان رجوع در سمت و سوی تخفیف از جرائم  ، ناچار شدند کسی را به عنوان بلذیه چی پیدا کرده و خودشان را از این مخمصه برهانند .  در بلد همی گشتند و در همان حوالی (دوا ساز)ی را یافتند که از امور بلد فقط سوار بر مرکب  خارجی شدن را  که از خراج بلدیه تهیه شده بود  می دانست و دیگر هیچ . ردای  مقام شریف (بلدیه چی )را بر او پوشاندند و امر کردند که جواب مفلکان خطا کا ر در شهر را که همگی بدهکارند را  با نسخه هائی که قبلا در مورد ان تلمذ نموده ای ، بده ! او هم اینچنین کرد . چند روزی بگذشت و نسخه پیچ سر گلایه  بر دارالشورا  باز نمود  که اغلب مراجعین از جرایم تخفیف می طلبند  و اگر اینچنین کنم  خراج  کمتر به خزانه دارالشورا  واریز شود ، اگر  جرایم را ۲ برابر کنید راه   بر من هموار تر گردد !  اعضای محترم  دارالشورا عرض کردند: این کار قبلا  تدبیر گردیده ! اگر میدانی لازم است آنرا چهار برابر کنیم !! نسخه پیچ به وجد آمد و بر تدبیر شورائیان احسنت گفت و بعد هم اینچنین کردند !! نتیجه آن شد که بدهکاران ، سر مست و  خوشحال از اینکه توانسته اند  جریمه خود را به نصف تقلیل دهند با رضایت کامل بلدیه را ترک میکنند  و البته شورائیان هم  شاد از انکه به جهت تدبیر توانسته اند تا دو برابر خراج را افزایش دهند ..

نه هر که چهره بر افروخت دلبری داند             نه هر که آینه سازد سکندری داند              
نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست       کلاهداری و آئین سروری داند                
تو بندگی چو  گدایان بشرط مزد مکن             که دوست خود روش بنده پروری داند
غلام همت آن رند عافیت سوزم                    که در گدا صفتی کیمیا گری داند                
وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی                      و گرنه  هر که تو بینی ستمگری داند


نظرات شما

a لينک اين نوشته| ساعت  6 




آرشيو

خرداد 1387

اردیبهشت 1387

فروردین 1387

اسفند 1386

آذر 1386

آبان 1386

تیر 1386

فروردین 1386

اسفند 1385

بهمن 1385

دی 1385

آذر 1385

آبان 1385

مهر 1385

اردیبهشت 1385

فروردین 1385

اسفند 1384

بهمن 1384

آذر 1384

آبان 1384

مهر 1384

شهریور 1384

مرداد 1384

تیر 1384

خرداد 1384

اردیبهشت 1384

فروردین 1384

اسفند 1383

بهمن 1383



Copyright © 2005 Akhale All rights reserved.