تبليغاتX
يادداشت هاي يک آخاله
   
<  آخاله دات کام  |  تماس با من  |  درباره من  |  خانه  >

لينکدوني

آخاله دات کام

سوتي هاي روشنفکري

خاطرات آمحَرضا

كل كل هاي آخاله

مظاهر

خبرگزاري گلپايگان

قزقون گلپايگون

بچه كنكوري سابق

تاريخچه شهر گلپايگان

نگراني

نقاشي استاد كرمي



بازديد کننده







   

83/12/29
عید نوروز، دیروز ، امروز
 

مدتی مانده به عید  باستانی ، همه اقوام  آریائی ، از جمله گلپایگانی ، میهمان نواز و بیزار از تنهائی ، هر کس به فکر کاری ، یکی خانه تکانی ، آن دیگر  در تب وتاب تهیه سورسات پذیرائی ، یکی نگران از هجوم تهرانی و اصفهانی با اهل و عیال آنچنانی ، دیگری به فکر بدهکاری به شهرداری و دارائی و بانک کارگشائی در راستای ربا خواری ، بچه های راهنمائی و دبستانی به فکر دریافت پیک بهاری و افتادن به جان  اهل خانه  برای حل چیستانهای علوم ریاضی و کرات سماوی ، پسرهای دبیرستانی  به فکر تعطیلی کلاس جبر و تاریخ و جغرافی و دختران دبیرستانی پافشاری به ادامه درس تا روز قبل از عید باستانی  از ترس خانه تکانی ....

باری شود آغاز ، این عید سر افراز ، کند بلبل سرمست  بر شاخه سبز چمن آواز ، کند سد (انار بار )لوله خود باز ِ، ز  هر جا بشوند  راهی این شهر فرحناز  زتهران و سپاهان و زشیراز ،  به صد افه و صد ناز ،  ...

معلوم نیست  چرا و چگونه ،  شادی استقبال از بهار  ، حیات دوباره  طبیعت  ،  و جشن  تحول زندگی  ، بشارت شکوفائی درختان و آغاز  برداشت نعمتهای الهی ، با ذکر یا مقلب القلوب و الابصار ، یا مدبرالیل و النهار به جائی  رسیده است  که محول الحال و الاحوال  را معنی  دیگری بخشیده ،  مگر قرار ه چه اتفاقی بیفته ، این همه تشریفات  خصوصا در چند ساله اخیر  برای چیست . این همه زحمت و رنج  برای افرادی که توانائی مالیشان کفاف زندگی عادی  روزمره را هم ندارذ از کجا پیدا شده  یادش بخیر  عیدای اون قدیمای  نه  چندان دور را ، چقدر آمدن نوروز لذت بخش بود . پذیرائی ساده با نخود چی کشمش  و خرمای  دوناله و گندم برشته با  برگه زرد آلو ( همون ترشاله خودمون )  و نان برنجی مرحوم کربلائی رجبعلی  و عمو نبی با عطر روغن حیوانی  ،  یه چائی قند پهلو تو استکان کمر باریک  داخل پیش دستی برنجی   رو کرسی با ماشته ویستی و کهرتی  و بوی خوش سبزه و سیب و سمنو  در کنار  قرآن و آیینه  سفره هفت سین  آبا و اجدادی  در کنج  اتاق پنج دری  چه لطفی داشت  چطور شد اون نوروزای  قدیم  که پیر و جوان خصوصا  بچه ها برای آمدنش  روز شماری می کردند و حضورش را مایه برکت می دانستند و رفتنش را محنت. اما با امید به بازگشت  مجدد عید در سال دیگر بودند. واقعا  چرا به اینجا رسیدیم؟  تا کی سیر صعودی تشریفات ادامه پیدا خواهد کرد؟ امید است تشریفات را کم کنیم تا انشاالله  سال به سال  بهار را زیبا تر حس کنیم ، حول حالنا الی احسن الحال.



نظرات شما

a لينک اين نوشته| ساعت  13 



83/12/20
سمنو
 

 سمنو

خدا بیامرزه ( بی بی ) را ، یک ماه به عید مونده  ،  همش میگفت ننه گندمو  زودتر  تهیه کن داره عید میرسه ، نکنه دیر بشه ، هوا سرده  دلم شور میزنه  ممکنه برا تحویل آماده نشه ! گندمو میگفت . میخواست اونا زودتر سبز بکنه ، وقتی اسم سمنو را می شنید ، دستاش  به لرزه می افتاد ، آخه اون  میگفت سمنو  نذر حضرت زهرا (س)  است ، برکت زندگی است ، اومد کاره ، نون از تو خونه قطع نمیشه  اعتقادات مذهبی قوی  بی بی  همه را تحت تاثیر قرار  میداد  . بی بی  میگفت  قدیما  زندگی کردن خیلی سخت بود  . تو شهرمون کمتر کسی بود که زندگی  راحتی  داشته باشه  اون میگفت اگه کسی   فقط نون تو سفره اش بود  احساس راحتی و خوشبختی میکرد   .   هنوز  صدای دلنشین تعریفاش تو گوشمه  میگفت  قحطی اومده بود  کمتر کسی نون کافی تو  سفره اش  بود  . به قول خودش از هم اسمش حضرت زهرا (س)   کمک خواسته بود ، بهر صورتی بوده  مقدار کمی گندم  قرض میگیره و  اونا به نذر  هم اسمش به نیت تهیه (سمنو )سبز میکنه  ، میگفت خدا  کمک کرد و مقدارکمی  آرد هم  تهیه شد . اونا سمنو کردم و وقت تحویل سال خیرات کردم . خدا بیامرز  اشک توی چشماشو   گرفت . ادامه داد که دیگه از اون سال نون از تو سفره قطع نشد . اعتقاد ش این بود .     .   حالا دقیقا ۲۰ ساله که  در جوار معبودش آرمیده  اما روحش  به دنبال  شب عیده . می گفت  ننه ۲ تا وصیت برا تو دارم  یکی از وصیتاش  پخت سمنو  ، نذری حضرت زهرا (س) بود . 

اون روزا که بی بی سمنو می پخت  وسایل آماده کردن این نذری هم  ابتدائی  بود . وقتی گندم جوانه می زد  و ریشه ها تو هم بافته میشد بایستی اونا  خرد می کرد و شیره  جوانه  را  که ماده  شیرین کننده سمنو است از مغز گندم بیرون بیاره ، برا این کار  سیرکو  تنها وسیله   بود  ، کاری پر زحمت و خسته کننده  ، جوشاندن اون با آرد  سبوس دار  که از گندم جوانه زده تهیه می شد  ، روی تنور  باآتیش چره ساعتها طول میکشید .  اما تمام این خستگی ها  بعد از آماده شدن سمنو از تن بیرون میرفت .  اون می گفت بی وضو نباید سر دیگ سمنو رفت .بوی سمنو  همیشه با بوی بهار همراه بود .لذت عید اونم برای بچه ها  با حضور سمنو  توی سفره هفت سین  مضاعف میشد .

حالا ۴۰ ساله که از تعریف بی بی  در رابطه با برکت سمنو میگذره ، تو این سالها حتی یکبار هم پخت سمنو قطع نشده . بستگی به تاثیر حرف بی بی داره  ،  مقدار گندم برای تهیه سمنو  از نیم کیلو به ۲۰ کیلو و آرد  از ( صددرم بی بی ) به ۴۰ کیلو رسیده ،  مگه برکت و اومد کاره چه جوریه  .   بعضی از دوستان  نزدیک عید که میشه ، منو که می بینند ،  سمنو را یاد آوری میکنند  . آخه اونا که نمی دونند    این یادگاری  کیست . ولی برکت اونا تو خونه هاشون  احساس میکنند ....

حالا دیگه تهیه سمنو راحت تر شده  دوستان خوبم که اغلب فنی هستند لطف کردند و وسایل خرد کردن جوانه ها را  برام فراهم اوردند . حالا دیگه برای پخت لازم نیست از چره و بوته استفاده کنی ،   داشتن گاز طبیعی برای طبخ این نذری یکی از نعمتهای الهی است . فقط  جای بی بی خالی است تا ببینه  چقدر کارا راحت شده  .     

امروز  بستم اسفند ۸۳ است اگه خدا  ۱۰ روز دیگه به من عمر بده دقیقا  اول فروردین ، ۵۰ سال عمر از خدا گرفتم ، نیم قرن ، راستی خیلی زود گذشت  چون به راحتی گذشت . اخه بی بی بد جوری از قدیما میگفت به همین خاطر میگم  به راحتی ! حالا گندم  برای تهیه سمنوی  نوروز ۸۴ آماده شده به قول ما گلپایگانی ها  نیک زده ( جوانه اون سبز شده )  اگه کسی دوست داره براش نذری حضرت زهرا (س)  را ببرم  تو همین قسمت نظر بده و آدرسشو برام اعلام کنه  البته   برام سخت نگیرید فقط تو گلپایگون باشه .. نوروز خوب و با برکتی را برای تمام مسلمین خصوصا همشهریان عزیز  از ایزد متعال خواهانم ./

 



نظرات شما

a لينک اين نوشته| ساعت  19 



83/12/18
 

بنام  هستی بخش دو جهان

احتمالا ۱۵، ۱۲ و ۱۰ کیلومتر اسکناس ۲۰۰۰۰ ریالی ، جایزه ارزنده بانک ... برای یک نفر . شاید ارتباطی مستقیم  به شهر خوب گلپایگان نداشته باشد . اما قطعا به تعدادی از همشهریان عزیز  ارتباط پیدا  میکند . لذا  برای روشن شدن ذهن ،  آنرا در چند پرده بررسی میکنیم ، پس بدو که جا نمونی

پرده اول :

 شاید اوایل دهه ۵۰ بود  روزی در کلاس درس . نمیدانم توسط معلم کلاس ویا یکی از دانش آموزان ، مسئله ای با عنوان زیر مطرح و دانش آموزان را به قول امروزیها (سرکار) گذاشت..       طرح مسئله ..سه نفر دوست برای صرف ناهار به رستورانی رفتند  و برای پرداخت هزینه ناهار هر کدام مبلغ  ۱۰ تومان  علی الحساب  آماده نمودند . صاحب رستوران در پایان مبلغ ناهار این سه نفر را ۲۵ تومان حساب نمود و مبلغ  ۵ تومان باقیمانده را به آنان برگرداند . این ۳ نفر دوست  چون نمی توانستند  ۵ تومان را بصورت مساوی بین خود تقسیم نمایند به ناچار هر کدام مبلغ  ۱ تومان  برداشته و ۲ تومان باقیمانده را  به عنوان  انعام به خدمتکار  رستوران تقدیم و از آنجا خارج شدند ... الحمدلله  تا اینجا که به خیر گذشت ..

چند قدمی از محل  صرف ناهار  دور نشده بودند که یکی از آن ۳ نفر گفت  برایم سئوالی پیش آمده  . ما  در ابتدا هر کدام ۱۰ تومان برای ناهار  پرداخت نمودیم  ۱ تومان آنرا  پس گرفتیم پس هزینه ناهار هرکدام ما ۹ تومان و جمعا ۲۷ تومان شد و ۲ تومان هم انعام به خدمتکار رستوران دادیم که با این حساب می شود ۲۹ تومان در صورتیکه در ابتدا ۳۰ تومان  پول دادیم تکلیف این ۱ تومان باقیمانده   چه می شود  و یا به عبارتی ۱ تومان اختلاف نزد چه کسی است ؟ ... راستی شما هم فکر کنید  با این پارادوکسها که سر هم شد  ۱ تومان اختلاف به کجا رفته ؟ فعلا پرده اول تمام شد .. تا شروع پرده دوم  لطفا منتظر بمانید...

پرده دوم :

 ۱۵ کیلومتر اسکناس ۲۰۰۰۰ ریالی  تقدیمی فقط به یک نفر  جایزه ویژه بانک .... برای  مشتریان خوب و فهیم حساب پس انداز { قرض الحسنه !!!! ) بانک ... واقعا همه را سر کار گذاشته حتی ماشین حساب تبلیغات تلویزیونی هم از این حساب منفجر شد  . شما چه فکر میکنید؟              ما که همه نوع فکری می کنیم .. این مبلغ جایزه این بانک و بقیه جایزه های این بانک و آن بانک احتمالا  از دسترنج و زحمت گردانندگان و صاحبان خود بانک که در کشور عزیزمان مشغول کشاورزی و دامداری وفعالیتهای عمرانی می باشند . حاصل و به خاطر حس نوع دوستی  و کمک به سپرده گذاران فقط و فقط به خاطر رضای خدا !!  تقدیم آن یک نفر می گردد . خدای ناکرده فکر بد نکنید . حالا شما بفرمائید :

نه بابا آخه بانکی ها و صاحبان بانکها که کار کشاورزی و تولیدی نمی کنند ، اصلا بانک نمیداند کشاورزی چیه ، کار تولیدی چیه ، احتمالا ، کارگزاران دلسوز بانک از سرمایه های موروثی خود و یا احتمالا از فروش  اموال و اثاثیه زندگی خود قصد پرداخت چنین پولی و البته باز هم به قول دوست قبلی به خاطر  رضای خدا را دارند.

من که فکر میکنم این جایزه  احتمالا از طرف بانکهای دیگه به این بانک تحت عنوان وام قرض الحسنه !!!داده شده تا به کسی که استحقاق اونا داره بدند .. بالاخره این بانک هم کار میکنه !  و وام بانکهای دیگه را میده ..

بی خودی خودتون رامعطل نکنید هیچ کدام از اینها نیست اگه میخواهید بدونید این پول یعنی ۱۵ کیلومتر اسکناس ۲۰۰۰۰ ریالی از کجا اومده زود بیائید توی  پرده  سوم . فقط جا نمونید

پرده سوم :

 همتون اشتباه کردید . پولی که قراره این بانک جایزه بده  همون یک تومون  گم شده  پرده اول است . حالا دیگه خیالتون راحت باشه ... خدای نکرده اون فکر اول ( استغفرالله ) نزول را نکنید . اصلا بانکها میانه خوبی با نزول ندارند و مطمئن باشید حتی یک ریال ( ربا ) در این بانک وجود ندارد تا بخواد اونا به عنوان جایزه به مشتریان عزیز خود تقدیم کنه....... اگه حالشو داری پرده چهارمو هم ببین

پرده چهارم :

شاید باور کردنش سخت باشه که وجود ذلت ، بدبختی ، کلاه برداری ، گوش بری و آنچه در این راستا می گنجد ناشی از اینه که ( ربا  ) در جامعه ما جایگاه موجه پیدا نموده است . یادمه اون قدیما یکی دو نفر  تو شهرمون بد نام بودن !  میگفتنداونا  جهنمی اند ، ربا خوری میکنند ، پول نزول میدند ، برا ما که بچه بودیم قیافه اونا را دیو گونه تجسم می کردیم . خدا رحمتشون کنه و از سر تقصیرشون بگذره . واقعا اونا پیش  نزول خورای رسمی روسفید شدند ، اونا فقط ۵ تا ۱۰ درصد  رو اون پول میگذاشتند . حالا بیا ببین این خصوصیاشون که با نام ائمه معصومین (ع ) مفتوح شدند بعضا تا بیش از ۳۰ درصد  نزول ، پولشون رابدست کسایی میدند که محتاج واقعی جامعه هستند ، به دست کسائی میدند که یا میخواند سرپناهی تهیه کنند و یا میخواهند دخترشون را به خونه بخت بفرستند و برای حفظ آبروشون ناچارند گیر این ظالمهای از خدا بی خبر بیفتند . خیلی ها هم که کارشون شده همین که از این بانک بگیرند و به بانکی بدند که سررسید وام فبلیشون رسیده .... شما چی فکر میکنید 

من ذالذی یقرض الله  قرضا حسنا فیضاعفه له اضعافا کثیره والله یقبض و یبصط و الیه ترجعون (بقره ۲۴۵)  

 خداوند متعال از بنده خود تقاضای وام بدون بهره میکنه ، مگه ما نمیگیم خدا بی نیازه ، پس چرا مخواهد قرض بگیره ؟ مگه وعده نداده که وام بدین به من و چند برابر پاداش بگیرید ؟ خوب چند برابر  ، اگه  کمترینشو حساب کنیم میشه ۲ برابر یعنی ۲۰۰ درصد بهره !! ۲۰۰ درصد بهره خدا کجا و ۳۰ درصد خصوصها و ۳۴ درصد جایزه بده ها ، حتما توجیهه هم دارند که ما خیلی با انصافیم ..والسلام                              

 

                          

 

  



نظرات شما

a لينک اين نوشته| ساعت  23 




آرشيو

خرداد 1387

اردیبهشت 1387

فروردین 1387

اسفند 1386

آذر 1386

آبان 1386

تیر 1386

فروردین 1386

اسفند 1385

بهمن 1385

دی 1385

آذر 1385

آبان 1385

مهر 1385

اردیبهشت 1385

فروردین 1385

اسفند 1384

بهمن 1384

آذر 1384

آبان 1384

مهر 1384

شهریور 1384

مرداد 1384

تیر 1384

خرداد 1384

اردیبهشت 1384

فروردین 1384

اسفند 1383

بهمن 1383



Copyright © 2005 Akhale All rights reserved.