نوروز امسال هم با
سایت آخاله اولین و تنها مجله الکترونیکی گلپایگان
همراه شوید

سایت آخاله اولین و بزرگترین سایت فرهنگی گلپایگان با افتخار در خدمت مردم فهیم این شهر است و در آغاز نهمین سال فعالیتش با مجموعه ای از آنچه سند هویت شهر کهن گلپایگان است به روز گردیده و مطالب آن در اختیار همه علاقه مندان به این فرهنگ قرار دارد مطالب جدید وپژه نوروز را بزودی در سایت آخاله خواهید دید
* صدای ماندگار : این بار فایل صوتی از استاد محمدعلی سعیدی با عنوان ( سوز و ساز پیری ) شعری طنز و با ویرایش ( آخاله ای ) سرآغازی از دوران پیری با صدای گرم و دلنشین استاد
* آداب و رسوم گلپایگانی در ایام عید نوروز
*عکسهای قدیمی خاطره انگیز از گذشته های دور اهدایی حاج احمد سلطانی گلپایگانی
* عکسهایی جدید از طبیعت و حال و هوای نوروز درگلپایگان
*مقالاتی در مورد طب قدیم و اطبای قدیمی گلپایگان از دکتر مسعود اکثیری
*مقاله ای جدید از سنت لایروبی قنوات و آداب و رسوم آن از دکتر محمد اخگری
*سنت زیبای پخت سمنو در گلپایگان
* تابلوهای نقاشی استاد محمد کرمی
*مقالات آموزنده از استاد علی اکبر جعفری
*خاطراتی شنیدنی از مردان قدیمی گلپایگان
*تصاویر و پژوهشهایی از آثار سنگ نگاره های گلپایگان
* اشعار طنز استاد طالبی
* اخبار و شنیده های به روز شده گلپایگانی
* معرفی دیگر سایت ها و وبلاگ های گلپایگانی
* مجموعه ای کامل از ضرب المثل ها و اصطلاحات اصیل گلپایگانی
*اشعاری با لهجه گلپایگانی با عنوان صدای ماندگار توسط استاد سعیدی و جهانبخشی
*معرفی دانشمندان گلپایگانی و ده ها مطلب خواندنی دیگر را در وپژه نامه نوروز مشاهده کنید
**********************************************************
مسئوليت پذيري و انضباط اجتماعي در فعاليت هاي گروهي روستا
دکتر محمد اخگري،عضوهیئت علمی دانشکده صدا و سیما
فرهنگ زندگي جمعي در روستا كه ريشده در پيشينه كهن تمدن ايراني با تكيه بر زندگي كشاورزي دارد ، فرهنگي عميق و شكوهمند است كه طي قرنها سينه به سينه منتقل شده و به روزگار امروز رسيده است. روزگاري كه متأسفانه فرهنگ شهر نشيني فارغ از توجه به سنت هاي پيشين الگوها و نمادهاي خود را در جايي ديگر جستجو مي كند و دهات و دهاتي در زبان شهرنشينان امروز مفهومي منفي يافته، به گونه اي كه هرآن كس را كه رعايت فرهنگ و انضباط اجتماعي نمي كند ، بدين صفت ها خطاب مي كنند،حال آنكه فرهنگ ريشه دار و اصيل ايراني كه قرنها حيات فرهنگي اين ملت كهن سال را موجب شده ،هرگز ريشه در اسلوب ها و روش هاي دیگران نداشته و بر پیشینه خویش استوار مانده و روییده است .از این رو شناخت ريشه ها و آئين هاي درست و نظم و انضباط اجتماعي پيشينيان نه به معني بازگشت به گذشته بلكه راهي است براي تدوين و تنظيم روش هاي نوين كه با زندگي امروز متناسب باشند. براي اين مهم شناخت فرهنگ گذشته و حكمت اداب و سنن اصيل ايراني نخستين گام براي رسيدن بدين مقصود است.
در سرزمين ايران كه سطح گسترده اي از آن را كوير و سرزمين هاي خشك تشكيل داده است، قنات و بيرون آوردن آب از دل زمین موجب آبادي و آبادني شده است و هم از اين روست كه در زبان مردم روستا به ده يا روستا" آبادي" نيز مي گويند.در منطقه گلپايگان نيز همچون ديگر مناطق ايران، قنات موجبات آبادي و آباداني روستاهاي آن را فراهم كرده و هر روستا يك يا چند قنات دارد.[1] بر كنار اين قنات ها زمين هاي حاصلخيز كشت مي شوند و زندگي روستاييان از آبياري اين زمين هاي حاصلخيز مي گذرد كه در آنها علاوه بر گندم ، جو و صيفي جات ، برخي ميوه ها و باغ هاي انگور نيز پرورش مي يابند.در این نوشتار به سنت لایروبی قنات در این منطفه و زوایای جالب و آموختنی آن می پرداریم.
در روزگار گذشته كه وسايل و ابزارآلات صنعتي امروزي به كشاورزي راه نيافته بود ، روستائيان در تمام مدت سال از وسايل اوليه کشاورزی همچون بيل ، كلنگ ،گاوآهن ، داس و... استفاده مي كردند و طبيعي بود كه انجام بسياري از امور كشاورزي از توان يك نفر خارج باشد.به همين سبب بايد كشاورزان به صورت نوبتي يكديگر را در انجام كارها كمك مي كردند[2] و از اين رو روحيه كار جمعي و مشترك با زندگي آنها تنيده و پيوسته بود.از سوي ديگر علاوه بر انجام كارهاي شخصي برخي منافع مشترك نيز انجام امور را به صورت جمعي اجتناب ناپذير مي ساخت.امور عمراني و مشترك روستا همچون تعمير و نگهداري از حمام ، مسجد و يا آسياب عمومي از جمله اين امور بود اما در اين ميان حفر و نگهداري از قنات و لايروبي آن به عنوان رگ حيات و آباداني آبادي كاري مهم و همگاني به شمار مي رفت. در اين كار همگاني كه همه ي حيات روستا به آن وابسته بود، چنانچه تعلل يا بي تفاوتي رخ مي داد،بي گمان همه چيز از بين مي رفت اما پرسش اينجاست كه چه فرهنگي در ميان كشاورزان زحمت كش و با فرهنگ اين ديار قرنها حاكم بود كه هر ساله با نظم و انضباط قنات لايروبي ميشد و حيات و آب و آبادي ادامه مي يافت. (ناگفته نماند كه در زندگي آپارتماني روزگار ما چند همسايه نمي توانند براي پرداخت قبوض مشترك با هم تفاهم داشته باشند)براي انجام امور مشترك آبادي نظم و ترتيبي وجود داشت كه اين نظم و ترتيب قرنها سينه به سينه به نسل هاي بعد منتقل شده بود[3] و رعايت اين نظم و ترتيب كه شايد به صورت قانوني نانوشته درآمده بود ،بر همه واجب بود و هركس بدون وجود ناظر يا قوه قهريه خود را ملزم به رعايت آن مي دانست.هركس به ميزان بهره اي كه از آب مي برد،براي قنات كار مي كرد و باور داشت كه اگر به ميزان بهره اي كه مي برد كار نكند ، استفاده از آن آب براي او حرام است و چنانچه مي خواهد محصولي كه برداشت مي كند بركت داشته باشد و حلال باشد بايد حقوق ديگران را رعايت كند.اما در كنار اين تقواي دروني كه مرد صادق روستايي بدان پايبند بود، نظم و ترتيبي كه از گذشته به جاي مانده بود نيز زمينه عدالت را فراهم مي كرد و هيچ كس در انجام كارهاي آبادي فكر نمي كرد كه بر او ظلم شده است چراكه هر كس به اندازه بهره اش از آب كار مي كرد.ابوبكر محمد ابن الحسن الحاسب الكرجي( قرن چهارم هجري) در كتاب" انباط المياه الخفيه: يا" استخراج آبهاي پنهان" به چگونگي حفر قنات و چاه هاي قنات و نيز نحوه تشخيص زمين هايي كه آب دارند، مي پردازد و باب آخر كتابش را به نگهداري كاريز از خرابي اختصاص مي دهد و مي نويسد:"نگهداري قنات به اين است كه لاروبي شودو پاك بماند، مخصوصا توجه به مظهر قنات لازم تر است چه در آن گل بشتر جمع مي شود و بر بستر آن خزه مي رويد."[4] وي سپس توصيه مي كند كه در آغاز هر سال قنات بايد از رسوبات لايروبي شود.[5] براي لايروبي نظم و ترتيبي لازم است كه در اينجا از آن با عنوان" سنت لايروبي قنات" نام مي برم. این سنت بسيار جالب و دقيق است و همه محاسبات آن بر اساس ساعات روز و شب و ساعات بهره گرفتن از آب مشخص شده و نكات بسياري براي آموختن دارد كه دراينجا به اختصار اين سنت _آنگونه كه در روستاي دستجرده[6] رايج است-تشريح مي گردد:
نظام لايروبي قنات بر اساس نظام آبياري و ميزان بهره گيري از آب قنات تنظيم مي شود ،از اين رو بايد نخست نظام آبياري تشريح گردد.
دوره آبياري در روستا 8 روزه است،[7]يعني اينكه دارندگان آب قنات هر هشت روز يكبار به صورت دوره اي به آنها نوبت مي رسد تا از آب قنات استفاده كنند. همان گونه كه زمين بر اساس واحد جريب خريد و فروش مي شود، آب قنات نيز بر اساس ساعت استفاده از قنات طي دوره هشت روزه خريد و فروش مي شود و در سند زمين قيد مي گردد،بنابراین هر فرد مي تواند به اندازه ساعاتي كه به او ارث رسيده و يا خريداري كرده ، استفاده كند.ساعات استفاده از آب قنات در دوره 8 شبانه روزي ثابت است.تقسيم بندي آب، بر اساس تقسیم شبانه روزي است.هر شبانه روز 24 ساعت است که در اصطلاح محلي شنده روزه[shende rooz]خوانده مي شود و نصف 24 ساعت، مدت زمان روز يا شب ، 12 ساعت است كه طاق[tagh] ناميده مي شود.بنابر اين تقسيم بندي، ساعاتِ آب در دوره 8 روزه به واحد هاي ذيل تقسيم مي شود:
· رشن[Rashn] يك دوره 8 شبانه روزي :192 ساعت
· شنده روز (شبانه روز) : 24 ساعت
· طاق ( نصف شبانه روز): 12 ساعت
· شعير: 2 ساعت( در اصطلاح مردم آبادي، آب قنات 96 شعير است.)
· حبه : نيم ساعت
قبل از فرارسيدن فصل بهار و معمولادر اواخر اسفند ماه [8] ،ريش سفيدان آبادي روزي را براي تعيين و تنظيم ساعات آبياري تعيين مي كنند و همه شركاي آب قنات را خبر مي كنند تا در مسجد آبادي جمع شوند تا به اصطلاح آب را "رشن "[9]كنند."رشن كردن" ، يعني اينكه مشخص كنند ؛ ساعات آب هركس به دلخواه خودش در كنار آب كدام شخص باشد.(يا به اصطلاح "هم-آب" باشند).
براي اينكار افرادي كه مجموع ساعات آبشان 12 ساعت مي شود -و دوست دارند كنار هم باشند -همديگر را پيدا می كنند و با هم يك طاق را درست می كنند و بعد افراد دو طاق كه دوست دارند با هم باشند ،يك شبانه روز را مشخص می نمايند.وقتي افراد به دلخواه خود به گونه اي با هم هماهنگ شدند كه مجموع ساعات آبشان 24 ساعت شد در آن صورت يك شبانه روز تشكيل شده است، به عنوان مثال كسي كه 4 ساعت آب دارد ، بايد با يك نفر كه 8 ساعت دارد ، يك طاق را تشكيل دهد و يا با چند نفر ديگر كه درمجموع ساعات آبشان 12 ساعت گردد، طاق را تشكيل دهند. پس از مذاكرات فراوان، افرادي كه با يكديگر دوستي و مراودات و همخواني دارند، با يكديگر" هم-آب" مي شوند و شبانه روزها مشخص مي گردد. افرادي كه در يك شبانه روز هستند يك نفر را به عنوان نماينده معرفي مي كنند كه سرطاق[sar tagh] گفته مي شود.سپس بر اساس قرعه تعيين مي گردد كه اولين شبانه روز در تقويم آبي مختص به كدام گروه است.اولين شبانه روز را در اصطلاح سررشني [sar rashni] مي گويند.بعد دومي،سومي، چهارمي، پنجمي،ششمي، هفتمي و سرانجام هشتمي، اسامي افراد بر اساس اينكه رشن آنها چندم است و در كدام طاق و شبانه روز قرار دارند، يادداشت مي شود و اصطلاحا "رشن نامه" تنظيم مي گردد و همه نوبت خودشان را به ياد مي سپارند. سپس توافق مي شود كه از چه روزي دوره 8 روزه آغاز شود و يا به اصطلاح "بر سر رشن" مي روند. در هر شبانه روز نيز براي بار اول قرعه كشي مي كنند كه كدام طاق، روز آبياري كند و كدام طاق ،شب ؛و از آن پس براي هشت روز بعد اين كار به نوبت خواهد بود، يعني گروه دوازده ساعته اي كه آب را روز گرفته اند ،هفته بعد شب آبياري مي كنند و گروهي كه شب آبياري كرده اند، روز آبياري مي كنند. بنابراين همه چيز درست و دقيق تقسيم بندي مي شود.
براي آبياري چند مبدأ تعيين مي شود:
· مبدأ تاريخي: تعيين تاريخ شروع آبياري ،پس از پايان بارندگي (چون در زمستان آبياري نمي كنند)يا به عبارتي تعيين آغاز تقويم سال آبي كه با توافق شركا و در يك جلسه مشخص مي شود.
· مبدأ زماني:مبدأ زماني طلوع آفتاب است. براي استفاده از نور روز و افزايش بهره وري ، در هر دوره 8 روزه، زمان تحويل آب از يك شبانه روز به شبانه روز ديگر، زمان طلوع خورشيد است. بنابراين طلوع خورشيد توسط افرادی که می خواهند آب را از شبانه روز قبل تحویل بگیرند، رصد می شودو ساعتشان را به اصطلاح" آفتاب كوك" مي كنند ، يعني ساعت صفر با طلوع آفتاب تنظیم می شود. وقتي 12 ساعت تمام شد، طاق بعدي كه نوبت شب است آبياري را آغاز مي كند . اين تناسب و تنظيم بر اساس روشنايي روز ، باعث مي شود که هر روز با کوتاه شدن شب و بلند تر شدن روز ساعت هم جلو کشیده شود[10] و كساني كه نوبت شب هستند در روزهايي بلند تابستان ، از روشنايي روز هم استفاده كنند .البته در درون هر دوازده ساعت نيز اينكه چه كسي اول شب يا وسط و يا آخر شب آبياري كند، به شيوه نوبتي خواهد بود.
· مبدأ مكاني: آب از اول آبادي يعني جايي كه قنات[11] به جويهاي مختلف براي آبياري زمين ها در جهات مختلف وصل مي شود،تقسيم بندي مي شود، اين نقطه را به اصطلاح "بند" يا "آب بست" مي گويند. ساعت آبياري هر فرد- به ميزان ساعت مالكيت خود- از زماني كه آب از "آب بست" به سمت زمين هايش روانه مي شود، محاسبه مي گردد.بنابر اين اگر مسافت زمين فرد با آب بست، زياد باشد؛ مدت زماني به طول مي انجامد تا آب به زمين برسد اما ساعت آبياري از لحظه اي كه آب از آب بست روانه مي شود ، محاسبه مي گردد.از اين رو اگر زمين نفر بعدي در كنار زمين فرد مذكور باشد ، براي آن كه فرد اول_ به سبب زماني كه سپري شده است تا آب به زمينش برسد –متضرر نشود، بايد به اندازه آن زمان_زمان رسيدن آب از آب بست به زمين-صبر كند ،به مدت زمانی كه طول مي كشد آب به زمين برسد ،"راه- آب" [rah-ab] مي گويند.معمولا ميزان دقيق راه- آب توسط افراد معتمد و به صورت تجربي محاسبه مي گردد و براي آنكه اختلافي پيش نيايد در صورت ترديد و شك ،زمان دقيق با حضور افراد دقيقا محاسبه مي گردد.
بنابراين تقسيم بندي و نظام نوبت بندي كاملا دقيق و بر اساس ساختاري مشخص و با حضور و اعلام نظر همه افراد انجام مي پذيرد.لايروبي قنات و جويها نيز بر همين اساس و با توجه به ساعت آبي كه فرد آن را مالك است،مشخص مي شود،بدين معنا كه هر كس ساعت آب بيشتري داشته باشد بايد تعداد نفر/روز كارگري كه براي قنات كار انجام مي دهد، بيشتر باشد.
بعد از فصل زمستان و در اوايل بهار قبل از لايروبي قنات بايد جويهاي آب اصلي كه اصطلاحا بدانها شاه-جوي[shah-joy] يا در لهجه محلي شا-جوغ[sha-joogh] می گویند،لايروبي شوند. سرماي هوا و ريزش خاك هاي اطراف جويها لايروبي آنها را لازم مي سازد ،از اين رو بايد نخست جويها لايروبي و اصطلاحا رُفته[rofte] شوند.
براي نظم بخشيدن به كارهاي قنات هر ساله يك نفر به عنوان مسئول انجام كارهاي قنات از ميان اهالي انتخاب مي شود و چنانچه همه از عملكرد او راضي باشند و خودش نيز تمايل به ادامه كار داشته باشد،مأموريت او تمديد مي گردد.طبيعي است كه هر كار جمعي نياز به مدير دارد، براي انتخاب مدير ابتدا افرادي داوطلب مي شوند و بعد پس از شور و مشورت يكي از آنها انتخاب مي گردد.فردي كه انتخاب مي شود بايد فردي منظم، مودب، قابل اعتماد باشد و با كسي رودربايستي نداشته باشد. ضمنا نبايد مشغله كار شخصي اش زياد باشد،چراکه بايد براي انجام امور محوله وقت كافي داشته باشد.به اين فرد در اصطلاح محلي سركار [sar-kar]مي گويند. سركار درواقع مديري است كه كارهاي قنات(سركشي به قنات در طول سال)[12] و ازجمله لايروبي جويها و قنات را اداره مي كند. از آنجا كه خبر كردن همه شركا از عهده يك نفر بر نمي آيد،او همه كارها را از طريق سرطاق ها(نمايندگاني انتخابي هر شبانه روز) به اطلاع شركاي قنات مي رساند.بنابراين نخست در يك جلسه عمومي تاريخ جوي روبي مشخص مي شود.سپس سركار قنات به سرطاق ها(که هشت نفر هستند) اطلاع مي دهد كه از شبانه روز دو نفر كارگر براي كار قنات بفرستند.يعني هر 12 ساعت يك نفر،سرطاق نيز با هماهنگي با افراد و مالكان شبانه روز به نوبت و بر اساس ساعات آب، افرادي را مي فرستد. صبح روزي كه كار لايروبي از آن روز شروع مي شود، كارگرها در ميدان آبادي و مقابل مسجد جمع مي شوند.سركار فهرست شركا و اينكه آب آنها در كدام شبانه روز است را در دست دارد.به اين فهرست دقيق اصطلاحا رشن – نامه [rashn-nameh]گفته مي شود.
سركار از روي رشن-نامه مي خواند كه از هر شبانه روز چه كساني آمده اند،نام آنها را يادداشت مي كند و بعد براي شروع كار به آب –بست مي روند .برای شروع کار سرکار به هر نفر چند مترا براي لايروبي مي سپارد و پس از تقسيم كار،بر نحوه انجام كار آنها نظارت مي كند. او 16 نفر كارگر دارد و بايد طي 8 روز تا 12 روز (بستگي به ميزان خرابي جويها دارد) كار را تمام كند. مسافتي كه هر روز بايد تميز شود،تقريبا به صورت سنتي مساوي و از قبل تعيين شده است.اگر از يك شبانه روز كارگر يا به اصطلاح محلي "مرد كار" يا" آدم كار"نيايد يا كمتر بيايد ،براي بار اول به سرطاق مربوطه تذكر داده مي شود و درصورت تكرار به اهالي گفته مي شود و فرد ناچار است زير فشار حرف اهالي و براي گريز از شماتت آنها خودش را با جمع هماهنگ كند.لايروبي جويها معمولا اوايل فروردين و قبل از شروع تقويم سال آبي انجام مي پذيرد.
پس از لابروبي جويها نوبت به زدن خزه هاي قنات كه در اصطلاح محلي خره [kharre]؛ گره [gorreh] ناميده مي شود،ميرسد. سركار قنات ، با موافقت اهالي محل، روز شروع كار را كه معمولا اواخر ارديبهشت ماه است تعيين مي كند. از آنجا كه وقتي آب گل الود است و خزه ها در آن هستند ، سرعت آب بيشتر است و اين آب در آبياري سرعت بيشتري دارد و مساحت بيشتري را نسبت به ايام معمولي سال آبياري مي كند،بايد همه اهالي به نسبت خود از اين آب استفاده كنند، لذا اصطلاحا آب را "طاق و نيم طاقي" مي كنند ،يعني اينكه همه شركا نصف ساعات آب خود از آب استفاده مي كنند، زدن خزه ها 4 روز طول مي كشد و ساعات 8 روزه به چهار روز كاهش مي يابد و بعد از انجام كار دوباره رشن به روال سابق خود باز مي گردد.
چند هفته بعد از آن نوبت به لايروبي قنات مي رسد، از آنجا كه براي لايروبي قنات بايد كارگران داخل آب بروند، معمولا زماني كه هوا كمي گرمتر شده است يعني اواخر خرداد ماه براي اينكار انتخاب مي شود. قنات را از آخر به اول لايروبي مي كنند يعني از محل آب بست كار لايروبي شروع مي شود و به سمت جلو يعني چاهاي قنات كار ادامه مي يابد. در نزديكي آب بست عمق آب بيشتر است اما افراد مي توانند از درون آب گلها و خزه ها را مستقيما بر شانه هاي مسير قنات كه اصطلاحا به آن پون[poon]مي گويند، بريزند. كار لايروبي قنات دو "هشت" يا 16 روز طول مي كشد. 8 روز اول كه ديواره هاي قنات كوتاه تر است و نياز به كارگر كمتري دارد. از هر شبانه روز يك نفر براي كار فرستاده مي شود. اما از روز نهم كه قنات عمق بيشتر يافته است و بايد گل و لاي از ته قنات به بالا كشيده شود نياز است كه چند نفر نيز در ديواره ها مستقر شوند و گل و لاي را به نفري كه بالاتر از آنها ايستاده، بدهند تا سرانجام گل به بالا برسد. گاه چهار نفر كار گر با فاصله چند متر بالاي سرهم قرار مي گيرند و گل از چاله اول به چاله بالاتر ريخته مي شود.از اين رو در اين مواقع به كارگر بيشتري نياز است و لایروبی قنات به اصطلاح32 نفري مي شود. يعني از هر شبانه روز 4 كارگر براي قنات فرستاده مي شود.
كار كارگران در قنات نيز داراي اسلوب خاص خود است. هر روز دو بخش كاري دارد، صبح و عصر. در ابتداي هر بخش كاري سركار مي پرسد كه چه كساني داوطلب هستند كه داخل آب بروند . كار داخل آب سخت تر است.نياز به قدرت بدني بيشتري دارد.از اين رو افراد قويتر داخل آب مي روند و گل و لاي را درون چاله اي كه كنار آب است مي ريزند.معمولا چند رديف چاله از كنار آب تا بالاي ديواره قنات كنده مي شود. افراد داخل آب گل و لاي را در چاله اول مي ريزد، فردي كه كنار آب است،گل ها را در چاله بالاي سر خود و فرد دوم در چاله سوم بالاي سر خود و در نهايت به چاله آخري مي ريزد. اين كار به صورت سلسله مراتبي ادامه پيدا مي كند.وقتي گل هاي آن محدوده تمام شد، بايد همين نظام در مسافتی جلوتر برقرار شود از اين رو چون كار كسي كه در چاله كنار آب هست ، سخت تر است،او به چاله آخر مي رود و فردي كه بالاي قنات بوده و كارش ساده تر بوده ، كنار آب مي آيد . به اين روش تعويضي اصطلاحا "كلاغ پر" مي گويند.
زدن خزه هاي قنات علاوه بر بهار يكبار ديگر نيز در مهرماه و هنگام بذرپاشي انجام مي گردد.گاه در فصل بهار و يا پائيز آب را براي كساني كه از قنات شريك نيستند اما به هر حال زمين هاي بي آب را كشت كرده اند ، به اصطلاح "ميان" يا ميون [miyoon] مي كردند.آب را ميان كردن يعني اينكه كساني كه آب ندارند به ميزاني كه لازم دارند از آب قنات استفاده كنند و و به هر ميزان كه لازم دارند آب را از سركار بخرند. پولي كه از اين راه حاصل مي شد، در واقع براي كارهاي عمراني قنات كه نياز به پول داشت استفاده مي شد و يا هزينه زحمات سركار قنات را تأمين مي ساخت. سركار قنات لازم نبود در ازاي آبي كه استفاده مي كند كارگر بفرستد و حتي مي توانست روزهايي كه در قنات كار مي كند خودش به عنوان كارگر يكي از شركا به حساب آيد و مزدش را از فرد مورد نظر بگيرد و بدين شكل زحمات او نيز جبران مي شد.
آنچه كه بيان گرديد گزارشي از يك كار مهم و دسته جمعي در روستاست. اين كار دسته جمعي و نحوه انجام ان بسيار دقيق و حساب شده است و پيشينيان حساب همه نكات و دقايق و ظرايف آن را نموده اند.اين سنت سابقه اي كهن دارد.و روايت ها و خاطراتي كه پيران كهن ابادي نقل مي كنند از اين حكايت دارد كه قنات بارها ريزش كرده و مردم با توافق و همدلي بارها آن را از نو ساخته اند و تعمير نموده اند. متاسفانه هرچقدر فن اوري و ابزارهاي مكانيكي امروز كشاورزي و زندگي انسان را ساده كرده اند، دور شدن از باورها و سنت هاي گذشته روحيه كار جمعي را در زندگي ما از بين برده است. سنت لايروبي قنات به عنوان يك عمل گروهي و اجتماعي ، نشان از فرهنگي غني و ريشه دار در حوزه كار گروهي و مسئوليت پذيري دارد.بنابراين درس هايي را كه مي توان از اين سنت كهن گرفت ، به ترتيب ذيل خلاصه می گردد:.
· مشاوره و همفكري:مردم روستا وقتي مي خواهند زمان لايروبي و حتي استفاده از قنات را مشخص كنند در جلسه اي با حضور ريش سفيدان با تجربه ده اين كار را انجام مي دهند و به يك تصميم جمعي مي رسند.
· با توجه به تغييرات آب و هوايي كه در سالهاي مختلف متفاوت است، تعيين زمان براي انجام كارها نيز با ان تناسب دارد و كاملا ثابت نيست. به عبارت ديگر مردم روستا در اين كار سنتي بر تغيير و در نظر گرفتن شرايط آب و هوايي تأكيد دارند و جوانب امر را هر سال متناسب با ان در نظر مي گيرند.
· استفاده بهينه از روشنايي روز و بالا رفتن بهره وري: شايد برخي چنين بپندارند كه تغيير ساعت به منظور استفاده بهينه از نور روز را غربيان براي نخستين بار برگزيده اند اما نگاهي گذرا به چگونگي فعاليت آبياري در روستا به منظور استفاده بهينه از نور روز نشان مي دهد كه در اين سنت كهن مردم ،مبدأ زماني كار خود را طلوع آفتاب مشخص مي كردند و بالطبع هر هفته با توجه به بلند تر شدن روزها در بهار اين ساعت مبدأ تغيير مي كرد ،بدين ترتيب در تابستان كه روزها بلند تر بود، بخشی از ساعات نوبت شب نيز از روشنايي روز استفاده مي كردند.و در پائيز كه روزها كوتاه مي شد بالطبع فقط ساعت هاي كمي از نوبت روز به شب كشيده مي شد.اين نظام نشان مي دهد كه پيشينيان در فرهنگ گذشته براي استفاده بهينه از زمان و نور روز كاملا تأمل و تدبر كرده اند .
· رعايت انضباط و مسئوليت پذيري: اينكه همه مردم به اين قواعد پاي بند باشند اصلي مهم در حيات اين روند تا زمان ماست.چنانچه افراد مي خواستند به نوعي از وظيفه خود سر باز زنند و يا شانه خالي كنند، بالطبع قنات و رگ حيات اقتصادي روستا ادامه پيدا نمي كرد.كمتر كسي را مي توان يافت كه به دنبال راهي براي سر باز زدن از كار گروهي باشد. گاه پيرمرداني كه خودشان توانايي كار نداشتند و كارگري هم براي نوبت خود پيدا نمي كردند آنچنان غمگين مي شدند كه گويي خطايي بزرگ مرتكب شده اند و بلاخره آنقدر تلاش مي كردند تا كسي را به عنوان "مرد قنات"_كارگري كه براي لايروبي قنات مي رود- پيدا كنند.
(متأسفانه در زندگي شهر نشيني امروز افراد يك بلوك يا آپارتمان براي انجام كارهاي مشترك ساختمان مشكل دارند و گاه برخي افراد از پرداخت هزينه هاي خود سرباز مي زنند و هيچ عذاب وجداني هم ندارند)
· نظام كاري عادلانه و دقيق: اين نظام كاري گويي توسط كارشناسان متخصص تنظيم شده است، چراكه اولا همه جوانب كار سنجيده شده و در هيچ موردي بر كسي ظلمي روا نمي شود.بالطبع در چنين نظامي هيچ كس ناراضي نخواهد بود و همه با همدلي براي عمران آبادي كار مي كنند.
· مشاركت مردم در تصميم گيري: در اين نظام هر ساله فرد مي تواند جاي خودش را تغيير دهد ، يعني اگر ببيند كسي كه در شبانه روز آبي با او به اصطلاح محلي " هم-آب[ham-ab] است، هماهنگی با وی ندارد و با هم مشكل دارند، سال بعد مي تواند با افراد ديگري هم –آب شود.بنابر اين همه چيز با نظر جمع و با رضايت آنها و با توافق با آنها تعيين مي شود، طبيعي است كه در چنين نظامي فرد خود را سهيم مي داند و فعالانه نيز مشاركت مي نمايد.
اين سنت كهن و ديگر سنت هاي ديرپاي كه طي ساليان سال مردم سرزمين ايران با آنها زيسته اند و در سايه همدلي و تلاش آب را از فرسنگها راه و از دل خاك براي كشت و زرع بر روي زمين آورده اند ، نكات بسياري براي آموختن دارد، اما دريغ كه همچون سخن لسان الغيب آنچه را كه خود داريم ، از بيگانه تمنا مي كنيم. قنات هاي پر آبي كه امروزه جايشان را موتورها و چاه هاي عميق و نيمه عميق داده اند ، بي هيچ هزينه اي قرنها دشت هاي اين سرزمين را آباد كرد ه اند و ثمره ابزارهاي مكانيكي امروز ، فقط سرسبزي مقطعي و نابودي طبيعت بوده است.جا دارد كه فرهنگ گذشته ايران كهن سال را يكبار نه براي رجعت بي چون چرا به آن بلكه براي درس گرفتن و بنيان نهادن زندگي امروز بر پايه تجربه هاي گذشته مرور كنيم.
منابع و مآخذ:
* اطلاعات این مقاله از طریق مشاهدات نگارنده و مصاحبه با اهالی گردآوری شده است
1- الكرجي ، ابوبكر محمد الحسن الحاسب، استخراج آب هاي پنهان، ترجمه حسين خديوجم، تهران،انتشارات بنیاد فرهنگ ایران،1345
2-تفضلي ، احمد، مينوي خرد،تهران ، توس،1385
3-جنيدي ، فريدون، مقالات كرمان شناسي،1369
4- رضي، هاشم، زرتشت، پيامبر ايران باستان، تهران ، بهجت ،1383
[1] - در شهرستان گلپايگان 72 رشته قنات وجود دارد.( رك. سايت فرمانداري گلپايگان)
[2] -به کمک کردن متقابل روستاییان به یکدیگر در گلپایگان "دست به دستی" می گویند.
[3] -واژگان و اصطلاحات رایج در این سنت(همانگونه که در ادامه گزارش می شود)حکایت از دیرینگی این سنت در دل تاریخ کهن ایران زمین دارد.
[4] -الكرجي ، ابوبكر محمد الحسن الحاسب، استخراج آب هاي پنهان، ترجمه حسين خديوجم ص 120
[5] -همان ، ص 121
1-روستايي در فاصله 14 كيلومتري شمال گلپايگان با حدود 600 نفر سكنه و يك رشته قنات 6 كيلومتري كه بسيار پرآب است و زمين هاي وسيع اين روستا را سيراب مي كند.
جرد در انتهاي نام اين روستا معرب گرد است و گرد از كند گرفته شده ، زيرا نخستين ساختمان ها با كندن غارها ساخته شده اند و نام هايي جون دستجرد، دارابگرد و.. از اين نوعند.( رك.فريدون جنيدي، مجموعه مقالات كرمان شناسي 1369)
[7] - در سالهایی که بارش کم است با یک نسبت دقیق ریاضی دوره را 12 روزه می کنند تا هر فرد به نسبت آب بیشتری بگیرد.
[8] - احتمالا 18 اسفند ماه
[9] -رشن روز 18 هر ماه شمسي است.(رك. فرهنگ معين ذيل واژه) رشن يا رشنو (Rashnu) در اوستا ، ايزد دادگري و عدالت است و روز هجده هر ماه ويژه رشن ايزد است. رشن به معني داد و عدالت است . رشن ايزد همه جا هست و بر همه چيز ناظر است.(رك.زرتشت، پيامبر ايران باستان، نوشته هاشم رضي)
در لغت نامه ها از رّشّن نيز نام برده شده است: رَشَن . دهانه جوي و رود. (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهي الارب ) (از اقرب الموارد،· ) موعد شرب . (ناظم الاطبا)،. ريشه اين واژه كه به ادبيات اوستايي مي رسد، نشان از قدمت اين سنت دارد.
[10] -بنابر این جلو کشیدن ساعت برای استفاده از نور روز در سنت آبیاری پیشینیان سابقه دارد .
[11] -اولین نقطه ای که آب قنات به نزدیکی آبادی می رسد و هنوز دست هیچ کس به آن نرسیده و آب زلال و دست نخورده است.سرآبان یا در اصطلاح محلی سرآبون(saraboon)می گویند. در قدیم زنان روستا ،کوزه ها را برای آب آشامیدنی از سرآبان پر می کردند.
[12] -الكرجي درباره ضرورت و جود شخصي ناظر بر امور چاه مي نويسد:ديگر از ضروريات حفظ قنات اين است كه نگهباني تعيين شود تا در هر ماه يك مرتبه به درون آن رود و اطراف و جوا نبش را به دقت بررسي كند.( الكرجي ، ص 121)

نام کاندیدا: علی
نام خانوادگي کاندیدا: بختیار گلپایگانی
نام مستعار: بختیار گلپایگانی
تاريخ تولد: 1352
محل تولد: تهران
استان: تهران محل سكونت: تهران
مدرك تحصيلي: فوق لیسانس
سوابق اجرايي: 14 سال
سوابق مديريتي: سازمان بازرسی-همکاری در تدوین قوانین

سایت آخاله در نظر دارد از کاندیداهای نمایندگی مجلس شورای اسلامی در حوزه گلپایگان و خوانسار یک بیوگرافی اجمالی به صورت یکسان تهیه کند . از داوطلبان و یا هوا داران آنها در خواست میگردد مطالب ( نوشتاری ) و تصاویر قابل ارایه را در یک CD به همراه تصویر پرسنلی کاندید که قرار است در تبلیغات استفاده کند را آماده و با شماره ۰۹۱۳۳۷۱۸۲۸۵ تماس تا تر تیب ارایه مطالبشان در سایت داده شود . حداکثر زمان ارایه مطالب ، قبل از تبلیغات رسمی می باشد
برای ارسال مطالب از ( اینجا ) استفاده کنید و یا از طریق این ایمیل (akhale.com@gmail.com) تماس بگیرید

يك باور فرا گير گلپايگاني كه تا چند سال اخير نيز ميهمان فرهنگ اين شهر بود و اعتقادات عامه مردم بر اين باور مستحكم گرديده بود ، ايام ريزش برف از حدود 25 ديماه آغاز و تا 15 بهمن ماه در اوج بارندگي اين نعمت الهي محدود مي شد را اصطلاحا ( كُردَهْ به كوه ) مي گفتند
حكايت اين افسانه از آنجا آغاز ميگشت كه اگر در اين محدوده زماني برف نمي باريد و يا بارش هاي زمستاني كم ميگرديد ، همه مردم را از آينده نگران ميكرد و سال در پيش رو را از سالهاي خشكسالي مي پنداشتند و لذا اعتقاد راسخ داشتند كه در اين فاصله زماني بايستي تمام تلاشهاي عقيدتي را بكار بندند تا ترحم خداوند شامل حالشان گردد .. در ذيل قسمتي از اين افسانه از كتاب گلپايگان در ائينه تاريخ بيان ميگردد
و بدين سان :اگر برف نمي باريد و يا به تأخير مي افتاد شخصي را با آذووقه و لباس گرم و كافي و مناسب آماده كرده به ارتفاعات برف گيرمي فرستادند و نام او را ( كُردَه علي KORDA) مي گفتند و عمل مهاجرت او را به كوه ( كُردَه به كوه ) مي ناميدند و اغلب هم ديده مي شد كه بعد از رفتن ( كرده به كوه ) ، باريدن برف شروع مي شد و بر اعتقادات مردم صحه مي گذاشت . اين باور همانند دعاي باران و به مُصلي رفتن براي باران ، همه گير بوده است و ( اين باور گلپايگانيها بوده ) كه ( كُرده ) خوانساريها روز 25 دي ماه به كوه مي رفته و پنجم بهمن از كوه بر مي گشته ، سپس (كُرده ) گلپايگاني ها روز پنجم بهمن ( 35 زمستان ) به كوه مي رفته و 15 بهمن ( 45 زمستان ) از كوه پايين مي آمد
معروف است هنگامي كه كُرده گلپايگاني ها به كوه مي رود در بين راه به كُرده خوانساري ها ميرسد و در ضمن سلام و احوالپرسي طبق عادت و اخلاق رايج منطقه ، كُرده خوانساري ها به همتاي گلپايگاني اش طعنه و زخم زبان مي زند و مي گويد : ببينم چكار مي كني ( يعني از لحاظ ريزش برف و شروع سرما) و وي جواب مي گويد : (تو كه پشتت به من بود كاري نكردي ، من كه پشتم به بهار است ) ((عبارت ديگري نقل شده كه در كتاب منبع نيامده ... كرده گلپايگان به كرده خوانسار مي گويد : حيف كه پشتم به بهار است و گرنه بچه قنداق را در گهواره اش از سرما خشك مي كردم ))
در مدت ( كُرده به كوه ) يعني از 25 دي ماه تا 15 بهمن هر گونه عامل آب و هوايي را به نحوي منتسب به (كُرده به كوه ) مي كنند .
اگر برف ببارد مي گويند : كُرده ما باركوله اش را زمين گذاشت
اگر برف ههمراه با بوران و سرما ببارد مي گويند : كُردَه فُوت كرده ( يعني با دهان دميده است )
اگر برف ، همراه باران ببارد مي گويند : برف لي مي آيد و يا كف گليز كرده ( آب و كف دهان
برف اول را مي گويند : برف غلاغ ( كلاغ) چون كلاغ ها با باريدن نخستين برف با صدا و فرياد ، به شادماني مي پردازند
روز 5 بهمن كه كرده خوانساريها پايين مي آيد را مي گويند : نفس دُزدَه زده
روز 15 بهمن كه كرده گلپايگانيها پايين مي آيد را مي گويند : نفس فاشكه ( آشكار ) زده و معتقدند كه هوا كم كم رو به خوبي مي رود
از 6 بهمن تا چهاردهم بهمن را ( چار چار تُركها) گويند
از 20 بهمن به بعد را ( چِلّه گربه ها ) مي گويند
از 4 اسفند تا 10 اسفند را ( ننه دالو ) گويند و معتقدند كه پير زني به نام دالو به خاطر گرمي هوا شترهايش را كه ( آبستن ) نمي شده اند را پيش يكي از پيامبران ميبرد و از او مي خواهد كه از خداوند خواهش كند تا هوا سرد شود و شترها باردار گردند اين چند روز سردتر از روزهاي قبل و بعد است و گاهي اين مدت را ( سرماي پيرزن ) و يا ( نه نه سرما ) نيز مي گويند
ماه اسفند را ( اختيارات ) مي گويند و مسافرت از اين ماه به بعد مناسب است
مراسم برفي كردن :
در روز اول كه برف مي بارد مراسم شيرين برف بردن مخفيانه به خانه اقوام و همسايگان و گول زدن دوستان و در نتيجه پختن آش توسط كسي كه برفي شده ( شخص گول خورده از دريافت برف اول ) و ميهماني دادن به اين مناسبت از مراسم تفريحي مردم گلپايگان است . البته اگر شخص اقدام كننده نتواند شخص مخاطب خود را گول بزند و توسط آن سياهي به دست و صورتش برسد مراسم پختن آش به گردن اقدام كننده مي افتد كه در اين حالت اين مراسم شيرين تر و مفرح تر برگزار خواهد شد ( قسمت اخير كمي با دخل و تصرف نگاشته شده است )
|
خانم "تامپسون" معلم کلاس پنجم ابتدا�ی در اولین روز مدرسه مقابل دانش آموزان ایستاد و به چهره دانش آموزان خیره شد و مانند اکثر معلمان دیگر به دروغ به بچه ها گفت که همه آنها را به یک اندازه دوست دارد. |
|
|



